شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٠٧ - ١٩٩٨ المتقى ميتة شهوته، مكظوم غيظه، فى الرخاء شكور، و فى المكاره صبور
چيزى چند گويد كه سبب هدايت مردم و رفع جهل ايشان شود.
١٩٩٣ الصدق رأس الايمان وزين الانسان.
راستگوئى سر ايمان و آرايش آدمى است.
١٩٩٤ المؤمن على الطاعات حريص و عن المحارم عف.
مؤمن بر طاعتها حريص است و از حرامها بازدارنده، يعنى باز دارنده خود و منع كننده او از آنها.
١٩٩٥ العاقل لا يفرط به عنف و لا يقعد به ضعف.
عاقل از حد نگذراند او را عنف و درشتخوئى، يعنى عنف و درشتخوئى كسى باو از براى اين كه او از حد چيزى بگذرد، و «نمىنشاند او را ضعفى» يعنى ضعف و ناتوانى باعث اين نشود كه او از واجبى بنشيند و ترك كند آن را.
١٩٩٦ الكريم يأبى العار و يكرم الجار.
كريم صاحب همت يا بلند مرتبه ناخوش دارد ننگ و عار را، و اكرام كند همسايه را.
١٩٩٧ اللئيم يدرع العار و يؤذى الاحرار.
لئيم يعنى بخيل يا پست مرتبه درع خود ميكند عار را و اذيت مىرساند بآزادگان، «درع خود ميكند عار را» يعنى پيراهن تن خود ميكند و از آن جدا نشود، يا زره خود ميكند بگمان اين كه بآن دفع بعضى از اخراجات خود ميكند.
١٩٩٨ المتقى ميتة شهوته، مكظوم غيظه، فى الرخاء شكور، و فى المكاره صبور.
متقى يعنى ترسنده از خدايا پرهيزگار مرده است خواهش و آرزوى او،