شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٩٩ - ٢٣٦٦ املك عليك هواك و شح بنفسك عما لا يحل لك فان الشح بالنفس حقيقة الكرم
از زن خود بعنوان حلال، پس بعد از همه اين مراتب كه ديگر بهيچ وجه احتمالى كه باعث سقوط حد باشد نماند امر فرمود بسنگسار كردن او، و «نيك» نام صريح جماع است و جماع و الفاظ ديگر همه بعنوان مجاز مستعمل مىشود در آن و ممكن است كه «بالشبهه» نيفتاده باشد نهايت مراد دفع حدود باشد در آن صورت بنا بر حديث مشهور نبوى، و ممكن است نيز كه «و تجاوز (تا آخر)» تتمه سابق باشد و مراد دفع حدود باشد و گذشتن از آن در صورتى كه تصريح نشده باشد از براى حاكم به آن چه موجب حد است هر چند ظاهر در آن باشد و الله تعالى يعلم.
٢٣٦٥ احتجب عن الغضب بالحلم و غض عن الوهم بالفهم.
پنهان شو از خشم ببردبارى و چشم بپوش بروهم بدريافت، يا از وهم بدريافت بنا بر اختلاف نسخهها كه در بعضى «على الوهم» واقع شده و در بعضى «عن الوهم» يعنى بردبارى را حجاب و پرده خود كن كه بسبب آن از تسلط خشم ايمن گردى و هرگاه در باره كسى توهم امر بدى بكنى چشم بپوشان از آن و حكم مكن بآن بسبب فهم و دريافتى كه حكم ميكند باين كه بمحض توهم حكم بچيزى نتوان كرد و بايد كه علم بآن حاصل شود.
٢٣٦٦ املك عليك هواك و شح بنفسك عما لا يحل لك فان الشح بالنفس حقيقة الكرم.
مالك شو بر خود هواى خود را، و بخيلى كن بنفس خود از آنچه حلال نيست از براى تو، پس بدرستى كه بخيلى كردن بنفس حقيقت جود و كرم است يعنى مالك خواهش خود شو كه در فرمان تو باشد و مسلط بر تو نباشد و «بر تو» يعنى از براى ضرر رسانيدن بنفس خود زيرا كه نفس مىخواهد كه تابع هوا و خواهش باشد و هر چه خواهد بكند پس هرگاه كسى مالك هواى خود شود و او را بفرمان خود كند پس ضرر بنفس خود رسانيده يعنى بگمان نفس هر چند اين معنى عين صلاح او باشد