شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٦٧ - ٢٨٢٩ ا و لستم ترون اهل الدنيا يمسون و يصبحون على احوال شتى فميت يبكى و حى يعزى و صريع مبتلى و عائد يعود و آخر بنفسه يجود و طالب للدنيا و الموت يطلبه و غافل ليس بمغفول عنه و على اثر الماضين ما يمضى الباقون
خشنود باشد نه خشمناك، باش در دنيا بىرغبت و در آخرت رغبت كننده، و برتست پرهيزگارى و راستى پس اين دو تا جمع كننده ديناند، و لازم باش اهل حق را و بكن كردار ايشان را تا باشى از ايشان، مراد اين است كه اگر شاد ميكند ترا آنچه گفتم و مىخواهى آن را باش در دنيا چنين و در آخرت چنان تا بآن مطلب برسى و «لازم باش اهل حق را» يعنى با ايشان باش و از ايشان جدا مشو.
٢٨٢٨ ايسرك ان تكون من حزب الله الغالبين، اتق الله سبحانه و احسن فى كل امورك ف «إن الله مع الذين اتقوا و الذين هم محسنون.
آيا شاد مىگرداند ترا اين كه بوده باشى از گروه خدا كه غالبند بترس از خدا- كه پاك است او- و نيكوئى كن در همه كارهاى خود پس بدرستى كه خدا با آنان است كه ترسيدهاند و آنان كه ايشان نيكوكارند، مراد اين است كه اگر شاد ميكند ترا آن معنى پس بترس از خدا و نيكوئى كن در همه امور تا آن معنى حاصل شود از براى تو.
٢٨٢٩ ا و لستم ترون اهل الدنيا يمسون و يصبحون على احوال شتى فميت يبكى و حى يعزى و صريع مبتلى و عائد يعود و آخر بنفسه يجود و طالب للدنيا و الموت يطلبه و غافل ليس بمغفول عنه و على اثر الماضين ما يمضى الباقون.
آيا و نيستيد شما چنين كه مىبينيد اهل دنيا را كه داخل شام ميشوند و داخل صباح ميشوند بر حالهاى پراكنده، يكى مرده است كه گريسته مىشود بر او، يكى زنده است كه تعزيه داده مىشود، يكى افتاده است مبتلا بكوفت، و يكى عبادت كننده