شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٢٦ - ٣٦٦٤ ان دنيا كم هذه لاهون فى عينى من عراق خنزير فى يد مجذوم و احقر من ورقة فى جرادة ما لعلى و نعيم يغنى و لذة لا تبقى
٣٦٦٣ ان الدنيا كالحية لين مسها قاتل سمها، فاعرض عما يعجبك فيها لقلة ما يصحبك منها، و كن آنس ما تكون بها احذر ما تكون منها.
بدرستى كه دنيا مانند ما راست نرم است آنچه دست خورده مىشود بآن از آن، كشنده است زهر آن، پس روبگردان از آنچه خوش مىآيد ترا در آن بسبب كمى آنچه همراه خواهد بود با تو از آن، و باش در آرام گيرندهترين حالى كه مىباشى بآن بر حذر كنندهترين حالى كه مىباشى از آن، بسبب كمى آنچه علت امر برو گردانيدنست يعنى رو بگردان از آنچه خوش مىآيد ترا از آن بسبب اين كه هر چه باشد در حقيقت اندكى باشد و اندك وقتى با تو باشد، پس سزاوار اين نيست كه فريفته آن شوى و بسبب آن محروم گردى يا بهره خود را كم كنى از آخرت و نعمتهاى عظيم پاينده آن، و مراد به «رو گردانيدن از آن» طلب نكردن آن است اگر نداشته باشد و ترك آن است اگر داشته باشد و حرام باشد، و علاقه نداشتن بآن و بخل نكردن در آن اگر حلال باشد، و امر به «حذر كنندهتر بودن از آن در وقتى كه آرام او بآن بيشتر باشد» باعتبار اين است كه بيشترى آرام بآن باعتبار رو آوردن آن است باو و زيادتى بهره او از آن، و ظاهر است كه هر چند اين معنى بيشتر باشد بيشتر او را فريفته خود كند و مشغول خود سازد و از سعى از براى آخرت باز دارد، و همچنين قدرت و استطاعت او بر كردن محرمات و افعال ناشايست بيشتر گردد، پس در اين وقت بيشتر بايد بر حذر بود از آن و خود را نگاهداشت از فتنه و مكر آن.
٣٦٦٤ ان دنيا كم هذه لاهون فى عينى من عراق[١] خنزير فى يد مجذوم و احقر من ورقة فى جرادة ما لعلى و نعيم يغنى و لذة لا تبقى.
بدرستى كه اين دنياى شما هر آينه خوارتر است در چشم من از استخوان
[١] - كذا، ليكن در كتب معتبره ديگر( عرق)، در منتهى الارب گفته:« عرق بالفتح استخوان كه گوشت از وى رنديده و خورده باشند، عراق ككتاب جمع( تا آخر گفتار او)».