شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣١٢ - ٢٧١٨ اياك و القحة فانها تحدوك على ركوب القبائح و التهجم على السيئات
بدرستى كه خداى تعالى خوار مىگرداند هر گردنكشى را و ذليل ميكند هر متكبرى را يا هر صاحب عجب و خود بينى را، مراد به «معارضه كردن با خدا در بزرگى او» اين است كه خود را نيز بزرگ داند مانند او، يا اين كه[١] در جنب بزرگى او بزرگى از براى خود نيز قرار دهد هر چند كمتر از بزرگى او باشد، و يا اين كه خواهد كه بر خلاف تقدير او كارى كند و مراد به «مفاخره كردن با او در بزرگى» نيز همان معنى اول است.
٢٧١٧ إياك و الغفلة و الاغترار بالمهلة فان الغفلة تفسد الاعمال و الاجال تقطع الامال.
بپرهيز از غفلت و فريب خوردن بمهلت پس بدرستى كه غفلت فاسد ميكند كردارها را، و اجلها مىبرند اميدها را، يعنى بپرهيز از اين كه غافل و بيخبر باشى از خود و به آن چه صلاح حال دنيا و آخرت تو در آن باشد نپردازى، زيرا كه غفلت فاسد ميكند كردارها را يعنى كسى كه غافل و بىخبر باشد از خود، و در پى اصلاح احوال خود نباشد اعمال او فاسد و تباه است و كارى نكند كه بكار او آيد، و فريب مخور باين كه مهلتى هست و بعد از اين بأحوال خود خواهم پرداخت، از براى اين كه اجلها قطع ميكنند اميدها را يعنى اجل هر كسى و رسيدن وقت مرگ او قطع ميكند اميدهاى او را، و ظاهر است كه وقت آن معلوم نيست و اين كه احتمال اين هست كه لمحه ديگر در رسد و اميد تداركى نماند.
٢٧١٨ اياك و القحة فانها تحدوك على ركوب القبائح و التهجم على السيئات.
بپرهيز از بىشرمى يعنى از خدا و خلق، پس بدرستى كه آن ميراند ترا
[١] - در حاشيه نسخه كتابخانه مدرسه سپهسالار چنين نوشته شده:« اين نيز از تتمه معنى اول است و معنى ديگر نيست، منه سلمه الله تعالى».