شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٠٢ - ١٩٧٩ الركون الى الدنيا مع ما يعاين من غيرها جهل
چيزيست كه در شريعت مقدس واجب باشد يا هر چه در آن مستحسن باشد خواه واجب و خواه مستحب، نهايت بنا بر اين امر بهر يك بايد كه بر نحوى باشد كه در شريعت مقدس وارد شده يعنى امر بواجبات بعنوان وجوب بشود و بمستحبات بعنوان استحباب و اكتفا بامر بمعروف و ضم نكردن نهى از منكر بآن باعتبار اين است كه هر يك شامل ديگرى توانند بود زيرا كه نهى از منكر امر بترك آن است امر و آن بمعروف است و امر بمعروف نهى از ترك آنست و آن نهى از منكر است.
١٩٧٨ الاستغناء عن العذر أعز من الصدق.
مستغنى و بىنياز شدن از عذر گفتن عزيز تر و كميابترست از راستگوئى، ممكن است مراد اين باشد كه راستگوئى عزيز و كمياب است نهايت كارى نكردن كه عذر از آن بايد خواست عزيزتر و كميابترست از آن، و غرض تحريص بر اين باشد كه بايد آدمى كارى نكند كه محتاج بعذر خواهى شود، يا مراد اين باشد كه در جائى كه آدمى راستى گويد كه محتاج بعذر خواهى از آن شود بهتر اينست كه خاموش باشد از آن و آن راست را هر چند راست باشد نگويد تا محتاج بعذر خواهى نشود زيرا كه مستغنى شدن از عذر خواهى عزيزتر از راستگوئى است، و پوشيده نيست كه اين در وقتى است كه گفتن آن راست بحسب شرع رجحانى بعنوان وجبو يا استحباب نداشته باشد و اما آنچه رجحانى شرعا داشته باشد پس در گفتن آن حاجت بعذرى نيست پس اين كلام شامل آن نباشد و در بعضى نسخهها «الاستعفاء» بدل «الاستغناء» واقع شده و بنا بر اين معنى اين است كه طلب در گذشتن از عذر خواهى عزيزتر است از راستگوئى، و اين هم بر هر يك از دو معنى كه مذكور شد محمول مىتواند شد.
١٩٧٩ الركون الى الدنيا مع ما يعاين من غيرها جهل.
ركون بدنيا با آن چه مشاهده مىشود از حادثههاى آن نادانى است و «ركون»