شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٤٢ - ٢١١٥ المتعدى كثير الأضداد و الأعداء
٢١١٢ المروءة العدل فى الأمرة و العفو مع القدرة و المواساة فى العشرة.
مروت يعنى مردى يا آدميت دادگرى است در حكومت و امارت، و در گذشتن است با توانائى انتقام، و مواسات است در معاشرت، يعنى با هر كه معاشرت و مصاحبت كند و «مواسات با كسى» رسانيدن مال است باو و او را با خود برابر دانستن در آن.
و بعضى گفتهاند كه اين وقتى است كه از كفاف خود بدهد كه اگر از زياده از كفاف خود بدهد آن را «مواسات» نگويند و بعضى گفتهاند كه برابر دانستن اوست با خود در اموال خود و روا داشتن اين كه او تصرف كند در آنها مانند تصرف او، و در بعضى نسخهها: «العسرة» بضم عين و سين بى نقطه واقع شده و بنا بر اين ترجمه اين است كه و مواسات است در درويشى يعنى مواسات نمودن با وجود درويشى و تنگدستى يا مواسات در وقت درويشى و پريشانى آنكه مواسات با او مىشود.
٢١١٣ الذل بعد العزل يوازى عز الولاية.
خوارى بعد از عزل برابر است با عزت امارت پس باميد آن عزت تلاش امارت نتوان كرد زيرا كه خوارى عزل نيز در عقب آن است و برابر است با آن.
٢١١٤ الحازم من شكر النعمة مقبلة و صبر عنها و سلاها مولية مدبرة.
دورانديش كسى است كه شكر كند نعمت را در حالى كه بياورد، و صبر كند از آن و فراموش كند آنرا در حالى كه برگردد و پشت گرداند، مراد به «فراموش كردن» اين است كه خواهش آن را از خود زايل كند و بسبب رو گردانيدن آن اندوهگين نباشد.
٢١١٥ المتعدى كثير الأضداد و الأعداء.
ستمكار تجاوز كننده از حد بسيار دشمنان و اعداست يعنى دشمنان و اعداى او بسيارند.