شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٦٠ - ٣٦٩٧ ان الدنيا دار منها لها الفناء و لاهلها منها الجلاء و هى حلوة خضرة قد عجلت للطالب و التبست بقلب الناظر فارتحلوا عنها باحسن ما يحضر كم من الزاد، و لا تسألوا فيها الا الكفاف و لا تطلبوا منها اكثر من البلاغ
نهايت چون سلوك حق تعالى و امر و نهى او باعث حصول آزمايش است از براى مردم بآن اعتبار نسبت آزمايش بحق تعالى داده شده، و مراد اين است كه كارى كرده در آن با اهل آن كه حاصل شده بسبب آن از براى مردم آزمايش اهل آن تا بدانند كه كدام نيكوترند بحسب عمل.
٣٦٩٧ ان الدنيا دار منها لها[١] الفناء و لاهلها منها الجلاء و هى حلوة خضرة قد عجلت للطالب و التبست بقلب الناظر فارتحلوا عنها باحسن ما يحضر كم من الزاد، و لا تسألوا فيها الا الكفاف و لا تطلبوا منها اكثر من البلاغ.
بدرستى كه دنيا خانهايست كه پايان بخشش آن فانى شدن است، و از براى اهل آن است از آن پراكنده شدن، و آن شيرين سر سبز است بتحقيق كه شتاب كرده است از براى طلبكار، و مشتبه شده است بدل نگاه كننده، پس كوچ كنيد از آن با بهترين آنچه حاضر مىشود شما را از توشه، و سؤال مكنيد در آن مگر كفاف را، و طلب مكنيد از آن زياده از قدر كفايت، مراد به «شيرينى و سرسبزى آن» شيرينى و خرمى آنست بحسب ظاهر و از براى كسى كه او را ديده بصيرتى نباشد، و «شتاب كرده از براى طلبكار» باعتبار اين كه آن سرائى است عاجل حاضر، و آخرت سرائى است آجل كه بعد از مدتى خواهد آمد، و «مشتبه شده بدل نگاه كننده» باعتبار اين كه اكثر مردم از حسن ظاهر آن فريب خوردهاند و طالب و جوياى آن گشتهاند
[١] - بخط شارح( ره) صريحا« منى لها الفناء» را كه صحيح اين عبارت است« منها لها» خوانده و چون« منهال» در لغت بمعنى غايت در سخا نيز آمده است از اين روى آنرا چنانكه ملاحظه مىشود ترجمه كرده است و معنى« منى لها الفناء» اين است كه« مقدر شده براى آن فناء» طالبان تحقيق بنهج البلاغ و شروح آن بوسيله« الكاشف» كه فهرست نهج البلاغه و شروح آنست مراجعه كنند زيرا كه عبارت باتفاق نسخ نهج البلاغة و باتفاق شراح آن چنانكه گفتيم ذكر و شرح شده است.