شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٣٤ - ٢٤٦٥ افتح برية قلمك و اسمك شحمته، و أيمن قطتك يجد خطك
باعتبار اين است كه بعضى اسرار اين كس را بايد غير خود كسى بر آن مطلع نشود حتى دوست، و ديگر اين كه هر دوستى ممكن است كه يك وقتى دوستى او بر هم خورد و دشمن گردد پس هرگاه بر همه أسرار اين كس مطلع باشد بسا مفسده كه بر آن مترتب گردد.
٢٤٦٤ اصحب السلطان بالحذر، و الصديق بالتواضع و البشر، و العدو بما تقوم به عليه حجتك.
مصاحبت كن با پادشاه بحذر و احتياط، و با دوست بفروتنى و گشاده روئى، و با دشمن به آن چه بر پا گردد بآن بر او حجت تو يعنى روشى كه هر كه آن را ملاحظه كند گويد كه تو تقصيرى ندارى و دشمنى او بيجاست.
٢٤٦٥ افتح برية قلمك و اسمك شحمته، و أيمن قطتك يجد خطك.
واكن تراشيده قلم خود را، و ستبر گردان پره آن را، و راست بزن قط زدن خود را تا نيكو شود خط تو، مراد به «وا كردن تراشيده قلم» اين است كه شق كند آن را يا در وقت نوشتن واكند شق آن را، و در بعضى نسخهها «افسح» بدل «افتح» است و بنا بر اين معنى اين است كه گشاد كن آن را يعنى شق گشادى بكن، و ممكن است مراد بلند كردن آن باشد موافق آنچه در فقره سابق كه در باب تعليم خط بود مذكور شد نهايت خالى از دورى نيست «و ستبرگردان پره آن را» يعنى زبانه آن را پرگوشت كن و تنك مكن و «راست بزن قط را» يعنى بدست راست قط بزن، و ممكن است كه معنى اين باشد كه بجانب راست برو در قط زدن يعنى ابتدا كن از جانب چپ قلم و بطرف راست آن برو، و مراد راست و چپ آن باشد در وقت قط زدن بنا بر اين كه شخص فرض شده روبروى اين كس پس چپ آن آن باشد كه