شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٧٨ - ١٩١٠ الجائر ممقوت مذموم و ان لم يصل من جوره الى ذامه شيء و العادل ضد ذلك
١٩٠٧ العوافى اذا دامت جهلت و اذا فقدت عرفت.
عافيتها هر گاه دائم و پاينده باشد دانسته نشود و هر گاه زائل شود شناخته شود، يعنى عافيتى از كوفت و خوف و مانند آنها اگر دائمى باشد آدمى قدر آن را نداند و وقتى كه زائل شود آدمى قدر آن نعمت را داند و اين يكى از منافع و فوائد بيماريهاست.
١٩٠٨ الدنيا ان انجلت انجلت و اذا جلت ارتحلت.
دنيا اگر گشوده شود گشوده شود و اگر پراكنده شود برود، يعنى غالب در دنيا اين است كه اگر گشوده شود از براى كسى و رو باو آورد گشوده شود فراوان، و اگر متفرق شود از كسى و روبگرداند برود از دست او بالكليه و منتقل شود بديگرى، و در بعضى نسخهها «و اذا حلت ارحلت» است و بنا بر اين معنى اين است كه: و هرگاه فرود مىآيد شتران با جهاز بسيار دارد و اين بمنزله تأكيد سابق است[١].
١٩٠٩ الجواد محبوب محمود و ان لم يصل من جوده الى مادحه شيء و البخيل ضد ذلك.
صاحب جود دوست داشته شده ستايش كرده شده است هر چند نرسيده باشد از بخشش او بستايش كننده او چيزى، و بخيل برخلاف اين است، يعنى مردم دشمن دارند او را و مذمت كنند حتى كسى كه رسيده باو از او چيزى.
١٩١٠ الجائر ممقوت مذموم و ان لم يصل من جوره الى ذامه شيء و العادل ضد ذلك.
ستم كننده دشمن داشته شده مذمت كرده شده است و اگر چه نرسيده باشد از
[١] - از عبارت( و در بعضى نسخهها:« تا آخر») فقط در نسخه مدرسه سپهسالار است.