شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٨٢ - ١٩٢٨ السخاء ان تكون بمالك متبرعا و عن مال غيرك متورعا
١٩٢٦ الاستصلاح للاعداء بحسن المقال و جميل الافعال اهون من ملاقاتهم و مغالبتهم بمضيض القتال.
بصلاح آوردن دشمنان يعنى باين كه ترك دشمنى كنند بخوبى گفتار و زيبائى كردارها آسانترست از بهم رسيدن بايشان و غالب شدن بر ايشان بمضيض جنگ يعنى اندوه آن يا درد مصيبت آن.
١٩٢٧ الصبر عن الشهوة عفة و عن الغضب نجدة و عن المعصية ورع.
صبر از خواهش عفت است، و از خشم بلندى مرتبه است، و از گناه ورع و پرهيزگاريست، يعنى عفت اين است كه آدمى از پى خواهش نفس و آرزوى آن نرود هر چند امر مشروعى باشد، و صبر از غضب و خشم و فرو خوردن آن و انتقام نكشيدن رفعت و بلندى مرتبه اين كس است، و صبر از گناه و مرتكب آن نشدن پرهيزگارى است كه امر بآن شده، و پوشيده نيست كه «بودن صبر از خشم بلندى مرتبه و از گناه پرهيزگارى» محل سخن نيست، اما «بودن عفت بمعنى مذكور» شايد كه در عرف آن زمان باشد چنانكه در عرف اين زمان «عفيف» كسى را گويند كه بطن و فرج خود را از محرمات نگاه دارد، اما اهل لغت پس عفت را بمعنى بازداشتن از هر چه حلال نباشد گفتهاند و بنا بر اين بمعنى پرهيزگارى خواهد بود.
١٩٢٨ السخاء ان تكون بمالك متبرعا و عن مال غيرك متورعا.
سخاوت اين است كه بوده باشى بمال خود متبرع و بمال غير خود پرهيزگار، «متبرع» كسى است كه چيزى را دهد از روى تفضل بى اين كه واجب باشد بر او، و مراد به «پرهيزگارى از مال غير» اين است كه آن را بى اذن مالك بهيچ وجه تصرف نكند.