شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٨٩ - ١٩٥٣ الجنود عز الدين و حصون الولاة
١٩٤٩ التثبت خير من العجلة الا فى فرض البر.
ايستادگى و درنگ كردن در كارها بهترست از شتاب كردن مگر در فرصتهاى كار خير كه تعجيل در آن بهترست مبادا كه فرصت فوت شود.
١٩٥٠ العجلة مذمومة فى كل امر الا فيما يدفع الشر.
شتاب مذمت كرده شده و نكوهيده است در هر كارى مگر در آنچه دفع كند شر را، مذمت شتاب در هر امرى باعتبار اين است كه كار با شتاب چندان تأمل و تفكر در عاقبت آن نتواند شد و بسيار است كه مفاسد بر آن مترتب شود، و آنچه دفع كند شر را كه شتاب در آنجا خوب است مثل ترك گناهى كه آدمى مواظبت بر آن كند هر چند در آن شتاب كند بهتر است، و همچنين هرگاه دشمنى يا مانند آن از آنچه اذيت باين كس رساند متوجه اين كس باشد و بيايد تعجيل در دفع آن خوب است زيرا كه در صبر و درنگ خوف فوت فرصت است.
١٩٥١ الانصاف من النفس كالعدل فى الامرة.
انصاف از نفس در هر باب مثل عدل و دادگريست در امارت و حكومت، يعنى اجر و ثواب آن را دارد.
١٩٥٢ التواضع مع الرفعة كالعفو مع القدرة.
فروتنى كردن يعنى با مردم با بلندى مرتبه مثل عفو و در گذشتن از گناه كسى است با قدرت و توانائى انتقام كشيدن از او يعنى در اجر و ثواب.
١٩٥٣ الجنود عز الدين و حصون الولاة.
لشكرها عزت و غلبه ديناند يعنى سبب آن گردند و قلعههاى فرماندهانند، يعنى چنانكه قلعهها هرگاه كسى پناه به آنها ببرد محفوظ ماند از دشمن هر گاه لشكرها آماده باشند حكم آنها دارند و پادشاهان و فرماندهان را حفظ كنند.