شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٩٥ - ٣٤١٥ ان المسلمين مستكينون
آباد است باعتبار اين كه طبقهها بر روى يكديگرست و همه آباد و معمور و محل اقامت و سكنى، و هر يك در كمال آبادى، و ثمرات و نعمتهاى آن از شائبه نقص و عيب معرا و مبراست، و ممكن است غرض اين باشد كه زمين باطن آن ميت است، باعتبار اين كه علم و معرفتى ندارد، و ظاهر آن سقيم است، باعتبار اين كه طاعت و عبادتى از آن نيايد، و منشأ فعلى كه باعث شرافت و فضيلت آن گردد نگردد. پس هر كه چنين باشد كه باطن او از علم و معرفت خالى باشد و ظاهر او از طاعات و عبادات، پس او مانند زمين جمادى است و در حقيقت داخل نوع انسان نيست، و اين معنى بفقرات بعد أوفق است چنانكه مخفى نيست.
٣٤١٢ ان البهائم همها بطونها.
بدرستى كه بهائم يعنى چارپايان يا هر حيوانى بىتميز و شعور انديشه آنها شكم آنهاست يعنى انديشه ديگر ندارند پس آدمى كه چنين باشد و اهتمام او همين بخوردن و آشاميدن باشد نه باكتساب فضائل و كمالات بمنزله بهائم است و از نوع انسان شمرده نشود.
٣٤١٣ ان السباع همها العدوان على غيرها.
بدرستى كه درندگان انديشه آنها ستم بر غير آنهاست پس آدمى نيز كه قصد آن داشته باشد بمنزله آنهاست.
٣٤١٤ ان النساء همهن زينة الحيوة الدنيا و الفساد فيها.
بدرستى كه زنان انديشه ايشان آرايش زندگانى دنياست و فساد كردن در آن، پس هر مردى كه شيوه او اين باشد در حقيقت داخل زنان است و مرد نباشد.
٣٤١٥ ان المسلمين[١] مستكينون.
بدرستى كه مسلمانان فروتنى كنندگانند يعنى بدرگاه حق تعالى و با خلق
[١] - در نسخه كتابخانه مدرسه سپهسالار باضافه« المؤمنين» بعد از« المسلمين» و در معنى نيز« مؤمنين» را آورده است.