شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٩٦ - ٣٤٢٠ ان طباعك تدعوك الى ما الفته
نيز يعنى مسلمانان كامل چنين باشند يا بايد كه هر مسلمانى چنين باشد.
٣٤١٦ ان المؤمنين مشفقون.
بدرستى كه مؤمنان مشفقانند يعنى مهربانند با يكديگر و حريص بر اصلاح حال همگى ايشان، و مراد اين است كه مؤمنان كامل چنيناند يا هر مؤمن بايد كه چنين باشد.
٣٤١٧ ان المؤمنين خائفون.
بدرستى كه مؤمنان ترسناكانند يعنى مىترسند از عصيان و نافرمانى حق تعالى يا هميشه خوف و ترس اين دارند كه مبادا آنچه حق اطاعت است از ايشان بعمل نيامده باشد و رستگار نباشند و ممكن است[١] كه مراد اين باشد كه مؤمنان بايد كه ترسناك باشند بيكى از دو وجه كه مذكور شد.
٣٤١٨ ان المؤمنين وجلون.
بدرستى كه مؤمنان ترسندگانند اين بعينه مضمون فقره سابق است و تغيير لفظى شده و اگر هر دو را با هم فرموده باشند تأكيد است.
٣٤١٩ ان لسانك يقتضيك ما عودته.
بدرستى كه زبان تو تقاضا ميكند از تو آنچه را عادت فرموده آن را بآن، پس اگر آن را بخوب عادت داده باشى هميشه طلب اين ميكند و باعث اين مىشود كه خوب بگوئى، و اگر بهرزه و دشنام و مانند آن عادت داده باشى پيوسته ترا بر آن دارد.
٣٤٢٠ ان طباعك تدعوك الى ما الفته.
بدرستى كه خويها و خصلتهاى تو مىخوانند ترا بسوى آنچه الفت و انس گرفته باشى بآن پس آدمى بايد كه از ابتدا ألفت و أنس گيرد بطاعات و عبادات و كارهاى خير
[١] - از عبارت« و ممكن است( تا آخر)» فقط در نسخه كتابخانه مدرسه سپهسالار است.