شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٠٥ - ١٩٨٦ الكيس من كان غافلا عن غيره و لنفسه كثير التقاضى
است كه مراد بقوت قوت عقل و دانش و رأى باشد زيرا كه ابتداى كمال آن چهل سال است، و اين است كه پيغمبر ٦ در چهل سالگى مبعوث شد بلكه بعضى گفتهاند كه: مبعوث نشد هيچ پيغمبرى مگر بعد از چهل يعنى بعد از رسيدن بچهل، و بناى تفاسير ايشان بر اين است كه مراد قوت و توانائى جسم باشد، و مؤيد تفسير اينجاست آنچه در قرآن مجيد واقع شده: «حتى إذا بلغ أشده و بلغ أربعين سنة» حتى اين كه هر گاه رسيد آدمى بأشد خود و رسيد بچهل سال» بنا بر اين كه چهل سال تفسير «أشد» باشد چنانكه ظاهر كلام است، و موافق تفسير اهل لغت است آنچه در آيه كريمه در باب مال يتيم وارد شده «و لا تقربوا مال اليتيم إلا بالتي هي أحسن حتى يبلغ أشده»\* و نزديك مشويد مال يتيم را مگر بر وجهى كه نيكوتر باشد، يعنى بر وجهى كه صرفه و غبطه يتيم در آن باشد تا وقتى كه برسد بأشد خود يعنى تصرف بر وجه نيكوتر تا وقتى است كه برسد او بأشد خود و بعد از آن بايد كه مال او را بخودش بدهند يا اين كه در آن وقت نزديك مال او توان رفت باذن او بهر نحو كه اذن بدهد هر چند كه بر وجه أحسن نباشد، و ظاهر است كه مراد به «رسيدن بأشد» در اينجا رسيدن بسن بلوغ است پس ظاهر اين است كه «أشد» بمعنى رسيدن بقوت ظاهرى و باطنى هر دو مستعمل مىشود.
١٩٨٥ العارف وجهه مستبشر متبسم و قلبه و جل محزون.
عارف يعنى صاحب معرفت و دانش روى او شكفته و تبسم كننده است و دل او ترسناك و اندوهگين است، يعنى از براى آخرت.
١٩٨٦ الكيس من كان غافلا عن غيره و لنفسه كثير التقاضى.
زيرك كسى است كه بوده باشد از غير خود بى خبر و از براى نفس خود بسيار تقاضا كننده، يعنى تفتيش و تفحص احوال غير خود نكند و از ايشان بىخبر