شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٥٠ - ٣٦٨٧ ان الدنيا يونق منظرها و يوبق مخبرها، قد تزينت بالغرور و غرت بزينتها، دارهانت على ربها، فخلط حلالها بحرامها، و خيرها بشرها، و حلوها بمرها، لم يصفها الله لاوليائه، و لم يضن بها على اعدائه
٣٦٨٧ ان الدنيا يونق منظرها و يوبق مخبرها، قد تزينت بالغرور و غرت بزينتها، دارهانت على ربها، فخلط حلالها بحرامها، و خيرها بشرها، و حلوها بمرها، لم يصفها الله لاوليائه، و لم يضن بها على اعدائه.
بدرستى كه دنيا خوش مىآيد ديدن آن، يا آنچه ديده مىشود از آن يعنى صورت آن، و هلاك مىگرداند شادمانى آن، يا نيكوئى صورت آن، بتحقيق كه آرايش يافته است بفريب يعنى بسبب اين كه مردم را فريب دهد بوعدها، و فريب داده است مردم را بزينتى كه در ظاهر دارد، خانهايست كه خوار بوده بر صاحب آن، پس آميخته شده حلال آن بحرام آن، و خير آن بشر آن، و شيرين آن بتلخ آن، صاف نگردانيده خدا آن را از براى دوستان خود، و بخل نكرده بآن بر دشمنان خود، خانهايست كه خوار بوده يعنى چون سرائى است خوار نزد حق تعالى و اعتنائى بآن ندارد، پس واگذاشته آن را و آن را پاكيزه و صاف نگردانيده، پس آميخته شده در آن حلال بحرام، و خير بشر، و شيرين بتلخ، و «صاف نكرده آن را» بيان وجه خوار بودن آن است بر پروردگار يعنى خوارى آن باعتبار اين است كه آن را صاف و خالص نكرده از براى دوستان خود، و «بخل نكرده بآن بر دشمنان خود» پس آن خانهايست كه آفريده از براى تمتع دوست و دشمن هر دو بآن، پس بآن سبب اعتنائى نشده در آن و در پاكيزگى آن از حرام و شر و تلخى، بخلاف بهشت كه آن را از براى مخصوص دوستان آفريده، پس پاكيزه گردانيده از هر نقص و عيبى.