شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٦٢ - ٣٦٩٩ ان الدنيا لم تخلق لكم دار مقام و لا محل قرار و انما جعلت لكم مجازا لتزودوا منها الاعمال الصالحة لدار القرار، فكونوا منها على اوفاز، و لا تخد عنكم منها العاجلة و لا تغرنكم فيها الفتنة
«زايل كرده عذر را در نهى از آن» يعنى چندان نهى كرده شما را از آن كه عذرى از براى شما باقى نگذاشته در طلب آن، چه اگر آن نهيها نمىبود ممكن بود كه عذر گوئيد كه طلب ما آن را باعتبار اين بود كه ما بدى و مفاسد آن را نمىدانستيم اما بعد از آن همه نهى كه فرموده ديگر عذرى باقى نمىماند، و «پس رسانيده» تأكيد سابق است يعنى پس رسانيده آنچه را بايد رسانيد از نهى از آن و ترسانيدن و حذر فرمودن.
٣٦٩٩ ان الدنيا لم تخلق لكم دار مقام[١] و لا محل قرار و انما جعلت لكم مجازا لتزودوا منها الاعمال الصالحة لدار القرار، فكونوا منها على اوفاز، و لا تخد عنكم منها العاجلة و لا تغرنكم فيها الفتنة.
بدرستى كه دنيا آفريده نشده از براى شما خانه اقامت و نه جايگاه قرار، و گردانيده نشده از براى شما مگر گذر گاهى تا اين كه توشه برداريد از آن عملهاى صالح را از براى سراى قرار، پس باشيد از دنيا برگردونها، و فريب ندهد شما را از آن عاجله، و مغرور نگرداند شما را در آن فتنه. «پس باشيد از دنيا بر گردونها» يعنى آن را محل قرار خود ندانيد و انس و آرام بآن مگيريد بلكه چنان باشيد كه گويا هر يك بر گردونى سواريد كه شما را از پيش آن مىبرد، و «فريب ندهد شما را از آن عاجله» يعنى عاجله از آن يعنى نعمتهاى حاضر آن، و «مغرور نگرداند» نيز بمعنى [فريب ندهد] است، و «فتنه» بمعنى امتحان و آزمايش است و بمعنى آشوب نيز مستعمل مىشود و مراد بآن در اينجا مال و جاه دنيوى است كه بآن آزمايش مردم مىتوان
[١] - شارح( ره) بر روى ميم اول« مقام» هم ضمه گذاشته و هم فتحه و بر بالاى آن نيز« معا» نوشته يعنى قرائت كلمه« مقام» بهر دو وجه مذكور درست است.