شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٠٠ - ٣٦٣٠ ان الغاية القيامة و كفى بذلك و اعظا لمن عقل، و معتبرا لمن جهل، و بعد ذلك ما تعلمون من هول المطلع و روعات الفزع و استكاك الاسماع و اختلاف الاضلاع و ضيق الارماس و شدة الابلاس
با شمشير باشد كمتر باشد از رنج و تعب مردن بر بستر أعاننا الله و جميع المؤمنين فى جميع الاحوال.
٣٦٣٠ ان الغاية القيامة و كفى بذلك و اعظا لمن عقل، و معتبرا لمن جهل، و بعد ذلك ما تعلمون من هول المطلع و روعات الفزع و استكاك الاسماع و اختلاف الاضلاع و ضيق الارماس و شدة الابلاس.
بدرستى كه انجام كار قيامت است، و كافى است آن پند دهنده از براى كسى كه عاقل باشد، و محل عبرت از براى كسى كه جاهل باشد، و بعد از اين است آنچه مىدانيد از هول مطلع و انواع دهشتهاى ترس، و كر شدن گوشها، و تردد پهلوها، و تنگى قبرها، و سختى ابلاس يعنى نوميدى يا شكستگى يا اندوه، ظاهر اين است كه مراد به «كسى كه عاقل باشد و جاهل باشد» يك كس است كه باين دو صفت موصوف باشد، و مراد اين است كه قيامت و اقرار بآن كافى است از براى اين كه پند گويد كسى را كه اندك عقلى داشته باشد و عبرت گيرد از آن چنين كسى اگر جاهل باشد و مرتكب گناهان باشد، يا اين كه نداند كه بچه امر مشغول گردد، و مراد به «عبرت گرفتن» اين باشد كه از ترس آن اگر مرتكب گناهان باشد ترك نمايد آنها را، و اگر نداند كه بچه امر مشغول شود متنبه شود كه بايد مشغول امورى شد كه سبب رستگارى در آن باشد، و ممكن است كه مراد به «عاقل» عاقل كامل باشد و به «جاهل» كسى كه عقل او كامل نباشد هر چند فى الجمله عقلى كه از براى عبرت گرفتن در كار باشد داشته باشد، و مراد اين باشد كه: قيامت كافى است از براى اين كه عاقل كامل را پند گويد به آن چه سبب ثبات او باشد بر نيكوكارى و باعث افزونى مرتبه او گردد، و از براى عبرت گرفتن جاهل بهمان معنى كه مذكور شد كه اگر مرتكب گناهان باشد ترك نمايد آنها را، و اگر نداند كه چه كند