شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٦٢ - ٣٥٧٨ ان القران ظاهره انيق و باطنه عميق لا تفنى عجائبه و لا تنقضى غرائبه و لا تكشف الظلمات الا به
اين است كه يارى كرده باشد او را خدا بر اين كه مسلط بر نفس خود باشد و او را از هواها و هوسها منع كند و بر اطاعت و انقياد دارد، و «شعار» چنانكه مكرر مذكور شد جامه را گويند كه ملاصق بدن و موى آن باشد، و مراد به «گردانيدن اندوه شعار خود» اين است كه هميشه اندوهگين باشد از خوف احتمال بدى حال او در آن نشأه، و هرگز از آن اندوه و غم جدا نشود پس آن بمنزله شعار او باشد، و «گردانيدن ترس پيراهن خود» نيز بهمين معنى است و توضيح آن است، و مراد به «هدى» راه يافتن يا رسيدن بحق است چنانكه مكرر مذكور شد، و مراد به «آماده كردن مهمانى از براى روز او كه فرود آيد باو» اينست كه توشه روز رسيدن مرگ و رفتن بسفر آخرت را از براى خود آماده كرده باشد پس گويا از براى خود مهمانى در آن روز آماده كرده. اين بنا بر اينست كه «قرى» بكسر قاف خوانده شود و بمعنى مهمانى باشد، و ممكن است كه بفتح آن خوانده شود و بمعنى پشت باشد يعنى آماده كرده باشد از براى خود در آن روز پشتى يعنى پشتيبانى و چيزى كه بآن پشت او قوى باشد از طاعات و عبادات.
٣٥٧٨ ان القران ظاهره انيق و باطنه عميق لا تفنى عجائبه و لا تنقضى غرائبه و لا تكشف الظلمات الا به.
بدرستى كه قرآن ظاهر آن نيكوى خوش آينده است، و باطن آن عميق است، زايل نمىشود عجايب آن، و تمام نمىشود غرايب آن، و گشوده نمىشود تاريكيها مگر بسبب آن، مراد به «بودن باطن آن عميق» يعنى گو[١] اينست كه علوم و معارف بسيار در باطن آن هست كه همه كس به آنها نتواند رسيد پس تشبيه شده بآبى
[١] - در برهان قاطع گفته:« گو بفتح اول و سكون ثانى زمين پست و مغاك را گويند» و نيز گفته:« گود بفتح اول و سكون ثانى و دال ابجد بمعنى( گو) باشد كه جاى عميق و پست و مغاك باشد».