شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٧٣ - ٢٨٦٠ أعظم البلاء انقطاع الرجاء
٢٨٥٨ ادوأ الداء الصلف.
بدترين درد صلف است، و «صلف» اين است كه كسى از روى تكبر دعوى كياست و زيركى كند زياد بر آنچه داشته باشد، و دور نيست كه در مطلق لاف زدن در هر باب نيز مستعمل شود، و بمعنى اين نيز آمده كه كسى بسيار وعدها كند كه وفا نكند به آنها و بجاى نياورد، و بمعنى اين نيز آمده كه گران باشد بر مردم و محفوظ نباشند از او، و همه اين معانى در اين كلام محتمل است.
پوشيده نيست كه علاج اين در دنيا بر دو معنى اول ظاهر است، و همچنين بنا بر معنى آخر، زيرا كه گرانى بر مردم نمىشود مگر بسبب صفاتى چند ذميمه يا افعالى ناشايسته، پس علاج آن سلب آنهاست از خود.
٢٨٥٩ أشرف الخلائق الوفاء.
برترين خويها وفاست يعنى بعهدها و پيمانها و وعدها.
٢٨٦٠ أعظم البلاء انقطاع الرجاء.
بزرگترين بلا بريده شدن اميد است، ممكن است مراد بريده شدن اميد از در گاه حق تعالى باشد باين كه كارى چند كند كه ديگر از آن درگاه اميدى نداشته باشد، و ممكن است كه مراد اين باشد كه بريدن اميد از آن درگاه بدترين بلاها و گناهان است بلكه هر چند آدمى گنه كار و بدكردار باشد بايد كه قطع اميد از آن درگاه نكند كه آن از همه گناهان او بدتر است چنانكه از احاديث ديگر مستفاد مىشود، و ممكن است كه مراد بريدن اميدى باشد كه در وقت مرگ و معاينه احوال آخرت حاصل مىشود چه بعد از آن ديگر اميد بر قبول توبه نيست و آن بزرگترين بلاها است، پس بايد كه آدمى تأخير توبه و انابت از گناهان خود ننمايد كه مبادا ناگاه اميد او از قبول توبه بريده شود هر چند اميد عفو و بخشايش باشد، و ممكن است كه مراد بريدن اميد مردم باشد از اين كس و از خير و احسان او در جمعى كه مردم توقع