شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٠٠ - ٣٤٣٤ ان عمرك عدد انفاسك و عليها رقيب تحصيها
٣٤٣١ ان عمرك وقتك الذى انت فيه.
بدرستى كه عمر تو زمانى است كه تو در آنى يعنى عمرى كه كارى در آن توانى كرد كه بكار تو آيد همان وقتى است كه تو در آنى، زيرا كه آنچه گذشته رفته است و ديگر كارى در آن نتوان كرد، و آينده معلوم نيست گاه باشد كه ديگر آينده نباشد يا كار خيرى در آن ميسر نباشد پس در هر وقت همان را بايد عمر خود دانست و فرصت خيرى كه ميسر باشد در آن غنيمت شمرد و تأخير از آن نبايد نكرد.
٣٤٣٢ ان الله سبحانه يجرى الامور على ما يقضيه لا على ما ترتضيه.
بدرستى كه خدا كه پاك است او روان مىگرداند كارها را بر آنچه تقدير ميكند آن را نه بر آن چه تو راضى و خشنود مىباشى از آن، پس بايد راضى بقضاى او بود و در رد آن چاره نتوان نمود، و ممكن است كه «يرتضيه» بصيغه غايب خوانده شود و معنى اين باشد كه: روان مىگرداند كارها را بر آنچه تقدير ميكند نه بر آنچه خشنود ميباشد از آن، و مراد اين باشد كه: خداى عز و جل بسيار چيزى را تقدير كرده يعنى علم بوقوع آن دارد و راضى بوقوع آن نيست و ناخوش دارد آن را، و افعال ناشايست بندگان تمام از آن قبيل است، پس كسى گمان نكند كه آنچه واقع مىشود خدا بآن راضى و خشنود است نهايت بسبب مصلحتى چند منع از آن نكند با وجود قدرت بر آن، و آنچه وارد شده كه: آنچه واقع شود باذن خداست، مراد اين است كه شامل مجرد عدم منع باشد.
٣٤٣٣ ان للقلوب خواطر سوء و العقول تزجر منها.
بدرستى كه از براى دلها انديشهها و خواهشهاى بدى باشد و عقلها منع ميكند از آنها، پس تابع هوى و خواهش دلها نبايد بود و اطاعت عقل بايد نمود.
٣٤٣٤ ان عمرك عدد انفاسك و عليها رقيب تحصيها.
بدرستى كه عمر تو بشماره نفسهاى تست و بر آنهاست نگهبانى كه مىشمارد آنرا،