شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٨٩ - ٣٦١٥ ان المتقين ذهبوا بعاجل الدنيا و الآخرة، شاركوا اهل الدنيا فى دنياهم و لم يشاركهم اهل الدنيا فى آخرتهم
٣٦١٣ ان للموت لغمرات هى افظع من ان تستغرق بصفة او تعتدل على عقول اهل الدنيا.
بدرستى كه از براى مرگ سختيهاست كه آنها فظيعتر است از اين كه بتمامى آن رسيده شود بصفتى يا اين كه معتدل باشد بر عقلهاى اهل دنيا، «فظيع» هر امرى بسيار شنيعى را گويند و مراد اين است كه بعد از مرگ سختيهاى بسيار شنيع باشد كه نتوان بوصف كردن بتمام آن رسيد و ادراك كرد بلكه بهر صفتى كه وصف شود از آن سختتر و شنيعتر است، و مراد باين كه «معتدل باشد بر عقلهاى اهل دنيا» نيز اين است كه ملايم دريافت ايشان آنها باشد و توانند بكنه آن رسيد.
٣٦١٤ ان الموت لمعقود بنواصيكم و الدنيا تطوى من خلفكم.
بدرستى كه مرگ بسته شده است بر پيشهاى سر شما، و دنيا در نورديده مىشود از پشت سر شما، يعنى مرگ نوشته شده است بر پيشانى شما و چاره نيست از آن، و دنيا از عقب شما در نورديده مىشود يعنى شما را رو بمرگ ميراند و خود نيز از عقب شما بتدريج بر چيده مىشود و زايل مىگردد.
٣٦١٥ ان المتقين ذهبوا بعاجل الدنيا و الآخرة، شاركوا اهل الدنيا فى دنياهم و لم يشاركهم اهل الدنيا فى آخرتهم.
بدرستى كه پرهيزگاران بردهاند حاضر دنيا و آخرت را، شريك شدهاند اهل دنيا را در دنياى ايشان، و شريك نشدهاند ايشان را اهل دنيا در آخرت ايشان. مراد به «بردن ايشان دنيا را» اين است كه بهره از آن نيز دارند هر چند كم باشد بلكه در اكثر پرهيزگاران در توسعه و رفاهيتاند بحسب دنيا، و حق تعالى روزى دهد ايشان را از ممرى چند كه گمان نداشته باشند و بر تقديرى كه قدرى تنگى كشند در وجوه معاش، فراغت و راحتى كه دارند بسبب ترك علاقه بدنيا و اشتغال بزحمتهاى