شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٥٩ - ٣٦٩٦ ان الله تعالى جعل الدنيا لما بعدها، و ابتلى فيها اهلها ليعلم ايهم احسن عملا، و لسنا للدنيا خلقنا، و لا بالسعى لها امرنا، و انما وضعنا فيها لنبتلى بها، و نعمل فيها لما بعدها
و مراد در اينجا بهرهايست از دنيا كه دست زنند بآن از براى تمتع بآن يا وسيله و دست آويزى از براى تحصيل دنيا، و بر هر تقدير حاصل كلام اينست كه: دنيا مشغول مىسازد آدمى را از آخرت و بهر عطا و بهره كه از آن برسد حرص او بر آن زياد شود پس كسى كه آخرت خواهد بايد خود را مشغول دنيا نكند، و «لهج» نيز بمعنى حرص است و تأكيد است.
٣٦٩٦ ان الله تعالى جعل الدنيا لما بعدها، و ابتلى فيها اهلها ليعلم ايهم احسن عملا، و لسنا للدنيا خلقنا، و لا بالسعى لها امرنا، و انما وضعنا فيها لنبتلى بها، و نعمل فيها لما بعدها.
بدرستى كه خدا كه- بلند مرتبه است- گردانيده است دنيا را يا آفريده است آن را از براى آنچه بعد از آنست، و آزمايش فرموده در آن اهل آن را تا بداند كه كدام از ايشان نيكوترند بحسب كردار، و نيستيم ما چنين كه از براى دنيا آفريده شده باشيم، و نه از براى سعى از براى آن امر كرده شدهايم، و بدرستى كه ما گذاشته نشدهايم در دنيا مگر از براى اين كه آزموده شويم بآن، و عمل كنيم در آن از براى آنچه بعد از آن است، مراد از «آزمايش كردن حق تعالى تا بداند» اينست كه سلوكى كرده با مردم شبيه سلوك كسى كه آزمايش كند ايشان را و ببيند كه اگر اطاعت و فرمانبردارى كنند ثواب دهد ايشان را و اگر عصيان و نافرمانى كنند عقاب كند، و اگر نه ظاهر است كه حق تعالى عالم است بهر چيز و بهر چه واقع شود، و محتاج بآزمايش نيست، و ممكن است كه [ليعلم] بصيغه مجهول خوانده شود و ترجمه اين باشد كه: آزمايش كرده در آن اهل آن را تا معلوم شود كه كدام از ايشان نيكوترند بحسب كردار يعنى معلوم مردم شود و بر ايشان ظاهر گردد و بنا بر اين «ليعلم» بر ظاهر آن محمول مىتواند شد و محتاج بتأويل نيست، همين استعمال لفظ آزمايش مبنى است بر توجيه مذكور، يا بر اين كه آزمايش نيز از براى مردم است