شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٠٤ - ٣٤٥٠ ان هذه الطبائع متباينة و خيرها ابعدها من الشر
٣٤٤٧ ان الله سبحانه عند اضمار كل مضمر و قول كل قائل و عمل كل عامل.
بدرستى كه خدا- كه پاك است او- نزد اضمار هر اضمار كننده ايست، و گفتار هر گوينده، و كردار هر كننده، «اضمار» اين است كه كسى چيزى را در دل پنهان كند و نيت و قصد آن داشته باشد و اظهار آن نكرده باشد، و مراد اينست كه: حق تعالى عالم و داناست به هر چه اين كس در خاطر داشته باشد هر چند اصلا اظهار آن نكرده باشد و همچنين به هر چه گويد يا كند پس در همه آنها بايد ملاحظه اين كرد كه امرى نباشد كه حق تعالى آن را خوب نداند.
٣٤٤٨ ان الزهد فى ولاية الظالم بقدر الرغبة فى ولاية العادل.
بدرستى كه بى رغبتى در حكومت ستمكار باندازه رغبت است در حكومت عادل، يعنى مردم بقدر آنچه رغبت دارند بحكومت حاكم عادل و خواهان آنند بآن قدر بى رغبتاند در حكومت حاكم ظالم و گريزانند از آن، پس هر حاكمى كه خواهد ميل مردم را بسوى او، و رغبت و خواهش ايشان را در اطاعت و فرمانبردارى او، بايد كه عدل كند، و ممكن است كه مراد اين باشد كه بىرغبتى در حكومت از جانب پادشاه ستمكار بايد كه بقدر رغبت در حكومت از جانب پادشاه عادل باشد و بقدر آنچه حكومت از جانب عادل خوب است حكومت از جانب ظالم بد است.
٣٤٤٩ ان هذه القلوب اوعية فخيرها اوعاها للخير.
بدرستى كه اين دلها ظرفهايند پس بهترين آنها نگاهدارندهترين يا جمع كنندهترين آنهاست مر خير را، يعنى غرض از خلق دلها اين است كه ظروفى باشند از براى علوم و معارف و قصدها و انديشهها، پس بهترين آنها آنست كه جمع كنندهتر و نگاهدارندهتر باشد مر خير را، يعنى علوم و معارف حقه و قصدها و نيتهاى خير را.
٣٤٥٠ ان هذه الطبائع متباينة و خيرها ابعدها من الشر.
بدرستى كه اين خصلتها و خويها جدا و ممتازند از يكديگر و بهترين آنها دورتر آنهاست از بدى.