شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٦٦ - ٣٥٨٦ ان المرء قد يسره درك ما لم يكن ليفوته و يسوءه فوت ما لم يكن ليدر كه فليكن سرورك بما نلت من آخرتك و ليكن اسفك على ما فاتك منها و ليكن همك لما بعد الموت
واپس انداخته شود از روز او، يعنى گريختن از جهاد با وجود اين كه سبب خشم خدا و خوارى لازم و ننگ دائم مىشود فايده نيز بر آن مترتب نمىشود زيرا كه وقتى از براى اجل او مقرر شده كه پيش و پس نيفتد پس اگر بگريزد زياد نشود عمر او و واپس نيفتد از آن روز او يعنى از وقتى كه از براى اجل او مقرر شده پس اگر آن وقت در رسد اگر از جهاد گريخته باشد بسبب ديگر برود و تا نرسيده باشد هر چند در جهاد باشد رشته عمر او گسسته نشود.
٣٥٨٦ ان المرء قد يسره درك ما لم يكن ليفوته و يسوءه فوت ما لم يكن ليدر كه فليكن سرورك بما نلت من آخرتك و ليكن اسفك على ما فاتك منها و ليكن همك لما بعد الموت.
بدرستى كه مرد بتحقيق كه شاد مىگرداند او را در يافتن چيزى كه نيست آن اين كه فوت شود او را، و غمگين مىسازد او را فوت چيزى كه نيست آن اين كه دريابد او را، پس بايد كه بوده باشد شادى تو به آن چه برسى بآن از آخرت خود، و بايد كه بوده باشد حسرت تو بر آنچه فوت شده باشد ترا از آن، و بايد كه بوده باشد اندوه تو از براى آنچه باشد بعد از مرگ، مراد اين است كه مرد بسيار هست كه شاد مىشود بسبب دريافتن چيزى كه ممكن نيست كه آن فوت شود از او و نرسد باو مثل آن قدرى كه مقرر شده كه البته باو برسد از روزى و غير آن، و همچنين بسيار است كه اندوهگين مىشود بسبب فوت چيزى كه ممكن نيست رسيدن آن باو از آنچه مقرر نشده از براى او رسيدن آن باو هر چند سعى كند از براى آن، پس هرگاه شادى كند از براى رسيدن بچيزى كه البته باو مىرسيد يعنى از براى سعى در آن بگمان اين كه رسيدن بآن بسعى او شده با آنكه سعى را در آن دخلى نبوده، و غمگين شود از براى فوت چيزى كه ممكن نبوده رسيدن آن باو يعنى اندوهگين شود بگمان اين كه تقصير كرده در سعى از براى آن با آنكه سعى در آن