شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٠٧ - ٣٦٤٣ ان نفسك مطيتك ان اجهدتها قتلتها و ان رفقت بها ابقيتها
كن آنها را ميانه عمل خود و آسايش خود يعنى شب و روز تو وفا نمىكنند باين كه در آنها سعى كنى از براى همه مطالب خود پس قسمت كن حاجتهاى خود را ميانه عمل خود و آسايش خود يعنى آنها را دو قسم كن يك قسم آنها كه عمل كنى از براى آنها و آنها مطالبى باشد كه مهم باشد بحسب آخرت يا دنيا، و يك قسم اين كه واگذارى آنها را و راحت يابى از سعى از براى آنها، و آنها مطالبى باشد كه مهم نباشد نه در آخرت و نه در دنيا.
٣٦٤٢ ان اوقاتك اجزاء عمرك فلا تنفد لك وقتا الا فيما ينجيك.
بدرستى كه وقتهاى تو جزوهاى عمر تواند پس بسر مبر از براى خود وقتى را مگر در آنچه رستگارى دهد ترا[١] و در بعضى نسخهها «فى غير ما ينجيك» است و بنا بر اين ترجمه اينست كه: بسر مبر از براى خود وقتى را در غير آنچه رستگارى دهد ترا، و در بعضى نسخهها «تنفذ» بذال نقطهدار است و بنا بر اين معنى اين است كه:
روان مكن از براى خود وقتى را يعنى صرف مكن آن را مگر در آنچه رستگارى دهد ترا يا در غير آنچه رستگارى دهد ترا.
٣٦٤٣ ان نفسك مطيتك ان اجهدتها قتلتها و ان رفقت بها ابقيتها.
بدرستى كه نفس تو شتر سوارى تست اگر بار كنى آن را زياد بر طاقت آن مىكشى آن را، و اگر نرمى كنى با آن باقى دارى آن را، ظاهر اينست كه مراد به «نفس» در اينجا بدن باشد و نفس مجرد نيز احتمال دارد و بر هر تقدير مراد اينست
[١] - نيكو گفتهاند:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|