شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٦٤ - ٣٥٨٣ ان الله سبحانه قد انار سبيل الحق و اوضح طرقه فشقوة لازمة او سعادة دائمة
برده مىشود و هر چند ايستاده باشد و مىبرد راه را و هر چند در جاى ايستاده قرار گرفته باشد، مراد اين است كه آدمى بر شتر شب و روز سوار است و آنها ناچار مىروند و او را مىبرند خواه او حركت كند و خواه بايستد و قرار گيرد پس بايد كه از خود غافل نشود و هميشه در تهيه آن سفر پر خطر باشد كه بزودى خواهد كرد.
٣٥٨٢ ان الكيس من كان لشهوته مانعا و لنزوته عند الحفيظة واقما قامعا.
بدرستى كه زيرك كسى است كه بوده باشد از براى خواهش خود منع كننده، و از براى آنچه بلند مىشود بسوى آن دل او نزد حميت و خشم برگرداننده كوبنده، يعنى از براى خواهشهاى پوچ و باطل منع كننده باشد، و از براى آنچه دل او بالا مىرود بسوى آن نزد حميت و خشم يعنى خواهد كه بآن برسد و مراد بآن انتقام است كه خواهش آن كند نزد حميت و خشم برگرداننده يعنى آنرا از خود برگرداند و از دل در كند، و «كوبنده» يعنى آن معنى را بكوبد و در هم شكند و نگذارد كه بر او دست يابد، و ممكن است كه «واقم» بمعنى قهر و غلبه كننده باشد يا خوار كننده، و «قامع» نيز ممكن است بيكى از اين دو معنى باشد و تأكيد باشد.
٣٥٨٣ ان الله سبحانه قد انار سبيل الحق و اوضح طرقه فشقوة لازمة او سعادة دائمة.
بدرستى كه خداى سبحانه بتحقيق روشن ساخته راه حق را و آشكار كرده راههاى آن را، پس بدبختئى است لازم يا نيكبختئى پاينده، مراد اينست كه حق تعالى راه حق را روشن و ظاهر كرده بعنوانى كه باندك سعيى توان رسيد بآن و چنين نيست كه اشتباه و التباسى در آن باشد كه بسبب آن كسى كه نرسد بآن معذور باشد پس