شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٩٠ - ٣٣٩٦ ان اسعد الناس من كان له من نفسه بطاعة الله متقاض
بزرگتر محنتى شود در آخرت يا در دنيا نيز.
٣٣٩٣ ان النفوس اذا تناسبت ايتلفت.
بدرستى كه نفسها هرگاه مناسب باشند با يكديگر يعنى در خوبى يا بدى الفت گيرند با يكديگر.
٣٣٩٤ ان الرحم اذا تماست تعاطفت.
بدرستى كه رحم هرگاه تماس كند مهربان مىشود، «رحم» رحم زن را گويند و بمعنى خويشى نيز آمده و مراد اين است كه هرگاه دو خويش بهم برسند كه بيك رحم منتهى شوند هر گاه تماس كنند يعنى ملاقات كنند يكديگر را يا اين كه بدن ايشان بيك ديگر برسد مثل اين كه مصافحه كنند با هم مهربان شوند با هم بسبب پيوندى كه در واقع ميانه ايشان است پس هرگاه ميانه ايشان عداوت و بغضى باشد باين نحو رفع آن مىتوان كرد.
٣٣٩٥ ان من النعمة تعذر المعاصى.
بدرستى كه از جمله نعمت است مقدور نشدن گناهان يعنى هرگاه كسى خود را از گناهى باز نتواند داشت مقدور نشدن آن از براى او و حاصل نشدن اسباب آن نعمتى است بر او، زيرا كه باعث اين مىشود كه مرتكب آن نگردد و عذابى بر او نباشد و اين نعمتى است هر چند ثواب ترك گناه با وجود قدرت بر آن بيشتر باشد.
٣٣٩٦ ان اسعد الناس من كان له من نفسه بطاعة الله متقاض.
بدرستى كه نيكبخت ترين مردم كسى است كه بوده باشد از براى او از نفس او بفرمانبردارى خدا تقاضى كننده يعنى كسى كه نفس او خواهش و طلب فرمانبردارى خدا كند و از عصيان او ابا نمايد، چه ظاهر است كه چنين كسى نيكبختتر باشد از ساير نيكبختان كه نيكبخت باشند در دنيا، يا نيكبخت باشند در آخرت باعتبار مقدور