شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٦١ - ٢٥٥٤ اعتصموا بتقوى الله فان لها حبلا وثيقا عروته و معقلا منيعا ذروته
نه دانستن روايت و نقل كردن، پس بدرستى كه روايت كنندگان علم بسيارند و رعايت كنندگان آن اندك يعنى رعايت كنندگان آن بفهميدن آن و اطلاع بر مقاصد آن و پى بردن بمطالب آن و بنا بر اين دليل سابق تواند شد، و ممكن است كه مراد به «رعايت كنندگان آن» ظاهر آن باشد يعنى رعايت كنندگان آن بعمل كردن بآن و بنا بر اين بايد كه سابق آن را تأويل كرد و دريافت فهميدن را حمل كرد بر دريافتى كه سبب عمل بآن شود بنا بر ادعاى اين كه كسى كه عمل بآن نكند گويا كه نفهميده آن را.
٢٥٥٣ الجئوا الى التقوى فانه جنة منيعة، من لجأ اليها حصنته و من اعتصم بها عصمته.
پناه بريد بپرهيزگارى پس بدرستى كه آن نگاهدارندهايست منيع، هر كه پناه برد بسوى آن نگاهدارد او را، و هر كه دست زند باو نگهدارى كند او را، «منيع» يعنى منع كننده و باز دارنده كسى را كه خواهد كه كسى را يا چيزى را از آنجا بيرون آورد يا از او بگيرد.
٢٥٥٤ اعتصموا بتقوى الله فان لها حبلا وثيقا عروته و معقلا منيعا ذروته.
پناه بريد بترس از خدا پس بدرستى كه از براى آن است ريسمانى محكم محل دست گرفتن آن و محل پناه آوردنى منيع بلندى آن، تشبيه شده پرهيزگارى بچيزى كه ريسمانى باو بسته باشند كه هر گاه كسى خواهد بآن چيز پناه برد دست زند بآن ريسمان، و محل دست زدن آن ريسمان محكم باشد، باز تشبيه شده بكوهى و مانند آن كه محل پناه آوردنى داشته باشد بلند كه آن منيع باشد يعنى منع كند كسى را كه خواهد كسى را از آنجا بيرون برد.