شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٠٨ - ٢٠٠٣ الفرار فى اوانه يعدل الظفر فى زمانه
فرو خورده شده است خشم او، در فراخى بسيار شكر كننده است، و در ناخوشيها بسيار صبر كننده.
١٩٩٩ الذكر نور العقل و حياة النفوس و جلاء الصدور.
ذكر خدا يعنى ياد او يا ذكر بزبان روشنى عقل است (يا عقلها بنا بر نسخه العقول)[١] و زندگى نفسها و پرداز[٢] سينهها.
٢٠٠٠ الصبر صبران صبر فى البلاء حسن جميل، و احسن منه الصبر عن المحارم.
صبر در بلا و آن خوب و زيباست و نيكوتر از آن صبر از حرامهاست يعنى حرامهائى كه خواهش آنها داشته باشد و صبر كند و مرتكب آنها نگردد.
٢٠٠١ الانقباض عن المحارم من شيم العقلاء و سجية الاكارم.
گرفتگى از محارم يعنى بازداشتن خود از آنها از خويهاى عاقلان است و خصلت مردم گرامى بلند مرتبه.
٢٠٠٢ السيد من تحمل اثقال اخوانه و احسن مجاورة جيرانه.
مهمتر كسى است كه بردارد سنگينى برادران خود را و نيكو كند همسايگى همسايگان خود را، مراد به «برداشتن سنگينى برادران» اين است كه بارهاى ايشان را بردارد و متحمل مؤنات و اخراجات ايشان بشود، يا اين كه سلوك بد و خلاف آدابى كه نسبت باو بكنند بگذراند و در صدد تلافى و انتقام در نيايد.
٢٠٠٣ الفرار فى اوانه يعدل الظفر فى زمانه.
گريختن در هنگام آن يعنى هنگامى كه بايد گريخت و صرفه در ايستادن نباشد برابر است با فيروزى يافتن در زمان آن.
[١] - عبارت ميان دو هلالى« پارانتز» فقط در نسخه مسجد سپه سالار است.
[٢] - مخفف« پردازنده» است از مصدر پرداختن بمعنى صيقلى نمودن و جلا دادن.