شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١١٤ - ٢٠٢٧ الدنيا مليئة بالمصائب طارقة بالفجائع و النوائب
گران و دشوار نباشد.
٢٠٢٤ الغم يقبض النفس و يطوى الانبساط.
غم و اندوه گرفته ميكند نفس را و در مىنوردد گشادگى را، مراد از اين دو فقره اين است كه آدمى از براى امور دنيا بايد كه راه غم و اندوه بخود ندهد و هميشه خود را شاد دارد زيرا كه تيمار[١] امور دنيا سهل است، و مفسده غم و اندوه عظيم.
٢٠٢٥ التلطف فى الحيلة أجدى من الوسيلة.
مهربانى كردن در چارهگرى سودمندتر است از وسيله و دست آويز، يعنى بسيارى از امور هست مثل دفع دشمنيها و نزاعها و جدالها كه چاره آنها بمهربانى كردن بهتر شود از وسيله و دست آويز جستن، و ممكن است كه مراد اين باشد كه تأمل كردن در باطن و چاره هر كارى و تعمق در آن سودمندتر است از وسيله، زيرا كه هيچ كارى نيست كه اگر كسى نيكو تأمل كند در چاره آن چاره از براى آن نتواند يافت يا مراد اين باشد كه چاره لطيف و دقيق يافتن از براى كارها سودمندتر است از وسيله، پس در هر كارى بايد فكر كند شايد چاره لطيفى بخاطر رسد.
٢٠٢٦ الحازم من تخير لخلته فان المرء يوزن بخليله.
دور انديش كسى است كه برگزيند از براى دوستى خود پس بدرستى كه مرد سنجيده مىشود بدوست او يعنى هر گاه آدمى دوستى خواهد بگيرد بايد تأمل كند و كسى را اختيار كند كه اهليت آن داشته باشد و متصف بفضائل و نيكوئيها باشد زيرا كه مردم هر كس را با دوست او بسنجند و قدر و قيمت او را مثل قدر و قيمت دوست او دانند.
٢٠٢٧ الدنيا مليئة بالمصائب طارقة بالفجائع و النوائب.
دنيا پر است بمصيبتها، آينده است بدردها و ماتمها.
[١] - تيمار پرستارى بيمار و غمخوارى و نگهدارى وى و نظائر آنرا گويند.