شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٧٩ - ٣٦٠٤ ان قوما عبدوا الله سبحانه رغبة فتلك عبادة التجار، و قوما عبدوه رهبة فتلك عبادة العبيد، و قوما عبدو شكرا فتلك عبادة الاحرار
ضعيف چنانكه اين فقير در رساله كه در تحقيق نيت نوشته بيان آن نموده و در اينجا نيز قدرى كافى از شواهد بر آن مذكور خواهد شد و از آن ضعيفتر آن است كه از كلام بعضى از علما ظاهر مىشود كه عبارت بقصد تحصيل قرب و منزلت و بلندى مرتبه نزد خداى عز و جل نيز صحيح نيست بلكه بايد كه مجرد فرمانبردارى خدا منظور باشد و هيچ نفع خود در آن ملحوظ نباشد زيرا كه اصلا دليلى بر آن نيست بلكه ظاهر اين است كه فرمانبردارى حق تعالى غايت عبادت نمىتواند بود مگر باعتبار اين كه آن امريست كمال اين كس و خير او، چه اگر فرمانبردارى او و مخالفت فرمان او از براى اين كس بكسان باشد پس اتيان بفعل جهت فرمانبردارى عبث و لغو خواهد بود، و همچنين هر غرضى كه فاعل در فعلى قصد آن كند بايد كه آن باعتقاد فاعل خيريت و نفع و كمالى از براى او داشته باشد و اگر نه كردن فعل جهت آن غرض لغو و عبث باشد پس معلوم شد كه قصد استكمال و طلب نفع خود در كردن عبادت ضررى بآن ندارد بلكه ضرور است، و ظاهر است كه عمده خيريت و كمال فرمانبردارى خداى تبارك و تعالى اينست كه سبب قرب و منزلت نزد او مىشود، پس قصد آن ضررى ندارد بلكه ناچار قصد آن يا قصد نفعى ديگر كه در مرتبه پستتر از آن باشد مثل فوز بجنت يا خلاصى از آتش يا نفع ديگر كه از آنها هم پستتر باشد بايد كرد و الا اصل فرمانبردارى فى نفسه غايت و غرض نتواند بود و بعد از تمهيد مقدمه مزبور برخرد خرده دان[١] محتجب و مختفى نخواهد بود كه اين كلام معجز نظام دلالت ندارد بر اين كه عبادت بسبب رغبت يا رهبت فاسد است و از حليه صحت عارى است بلكه ظاهر نمىشود از آن مگر ترجيح قسم سيم بر آن دو قسم و اين كه عبادت از براى رغبت شبيه بسوداى بازرگانان است كه چيزى مىدهند و عوضى مىگيرند، و عبادت بسبب ترس شبيه بخدمات بندگان است كه آنها را بسبب ترس از خداوندان
[١] - در برهان قاطع گفته:« خرده دان بضم اول مردم صاحب عقل و دانا و آنكه بهمه چيز برسد از كليات و جزئيات، و باريك بين و عيبجوى را نيز گويند».