شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٧٦ - ٣٣٥٣ ابلغ ما تستدر به الرحمة ان تضمر لجميع الناس الرحمة
ديگر وجه معاشى نداشته باشند و هميشه پرورده نعمت پادشاهان باشند زيرا كه هرگاه چنين سلوك كند ديگر ايشان را بر او حجتى و سخنى نماند كه چرا با ما چنين سلوك كردى و حجت او بر ايشان ثابت شود يعنى ثابت شود حقوق او بر ايشان و اين كه بدولت او در امنيت و رفاهند و بايد كه اطاعت و فرمانبردارى او نمايند و بدعا و ذكر خير او مشغول باشند.
٣٣٥١ احب الناس الى الله سبحانه العامل فيما انعم به عليه بالشكر و ابغضهم اليه العامل فى نعمه بكفرها.
دوستترين مردم بسوى[١] خداى سبحانه عمل كننده است در آنچه انعام كرده است بآن بر او بشكر گزارى، و دشمنترين ايشان بسوى او عمل كنندهاست در نعمتهاى او بكفران آنها.
٣٣٥٢ ابلغ ما تستجلب به النقمة البغى و كفر النعمة.
رساترين آنچه كشيده مىشود بآن سزاى بعقاب بغى است و كفران نعمت، مراد به «بغى» در اينجا سربلندى كردن است كه بيان منشأ كفران نعمت باشد، و مىتواند كه بمعنى ستم باشد كه آن هم خصلتى ديگر باشد مثل كفران نعمت رساتر در كشيدن سزاى بعقاب، و ممكن است كه «تستجلب» بصيغه مخاطب معلوم خوانده شود و بنا بر آن معنى اين است كه: رساترين آنچه مىكشى بآن سزاى بعقاب را.
٣٣٥٣ ابلغ ما تستدر به الرحمة ان تضمر لجميع الناس الرحمة.
رساترين آنچه ريزان مىشود بآن رحمت يعنى رحمت حق تعالى اينست كه در خاطر داشته شود از براى همه مردم رحم و مهربانى، و ممكن است كه «تستدر» و «تضمر» بصيغه مخاطب معلوم خوانده شود و معنى اين باشد كه رساترين آنچه
[١] -« الى» در اين قبيل موارد بمعنى« عند» است كه بفارسى« نزد» ميباشد.