شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٠٩ - ٣٦٤٥ ان اخاك حقا من غفر زلتك و سد خلتك و قبل عذرك و ستر عورتك و نفى وجلك و حقق املك
سنيتهاى زياد باعث اين شود كه بعد از اين واجبها از او فوت شود، يا باين كه باقى نماند و از كردن واجبها در مدتى كه اگر بار زياد بر او نمىكرد باقى مىماند و آن واجبها را بعمل مىآورد محروم گردد، و يا باين كه باقى ماند و با وجود آن چندان فتور او را عارض شده باشد كه بعد از آن واجبيها را بر شرايط و آدابى كه بايد نتواند كرد و اين هر دو از براى او ضرر دارد زيرا كه سنيتها كه از او در آن مدت بعمل آمده برابرى نمىكند با واجبيها كه از او بعد از آن فوت شود چه ظاهر است كه ثواب واجبى زياده است از سنتى و ضرر ترك واجبى بيشتر است از ضرر ترك سنتى.
٣٦٤٥ ان اخاك حقا من غفر زلتك و سد خلتك و قبل عذرك و ستر عورتك و نفى وجلك و حقق املك.
بدرستى كه برادر تو بحق كسى است كه ببخشد لغزش ترا، و ببندد و حاجت ترا، و قبول كند عذر ترا، و بپوشاند عورت ترا، و زايل كند ترس ترا، و ثابت سازد اميد ترا، مراد به «بستن حاجت» اين است كه ترا محتاج نگذارد و آنچه را محتاج بآن باشى اگر تواند بتو بدهد تا رخنه حاجت تو بسته شود، و به «قبول كردن عذر» اين كه اگر بحسب ظاهر تقصيرى كرده باشى و عذرى از براى آن بگوئى عذر ترا قبول كند و با وجود آن ديگر ترا مؤاخذه ننمايد، و به «پوشيدن عورت» اين كه هرگاه مطلع شود بر چيزى از تو كه خواهى كه آن پنهان باشد مثل خطا و لغزشى يا عيبى بپوشاند آن را و نزد كسى اظهار ننمايد، و به «زايل كردن ترس» اين كه اگر كارى كرده باشى نسبت باو كه بترسى از آن كه مبادا بسبب آن مؤاخذه نمايد ترا بگذرد از آن و ترس ترا زايل كند، و به «ثابت ساختن اميد» اين كه هر اميدى كه باو داشته باشى از رعايت و اعانت و اكرام و احسان بجاى آورد آن را و نوميد نسازد ترا.