شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٠٦ - ١٩٩٢ الحكمة شجرة تنبت فى القلب و تثمر على اللسان
باشد و از براى نفس خود بسيار بازخواست كننده باشد و نگذارد كه اخلال كند بفعل واجبى و يا ترك حرامى.
١٩٨٧ الخوف سجن النفس عن الذنوب و رادعها عن المعاصى.
ترس يعنى ترس از خداى عز و جل زندان نفس است از گناهان يعنى زندانى است كه منع كند او را از گناهان، و باز گرداننده آن است از معاصى و نافرمانيها.
١٩٨٨ المال فتنة النفس و نهب الرزايا.
مال فتنه نفس است و غارت مصيبتها يعنى نفس را بفتنه دنيوى و اخروى اندازد و بمصيبتها و حادثهها زود بغارت و تاراج رود.
١٩٨٩ العفاف يصون النفس و ينزهها عن الدنايا.
پرهيزگارى نگاه مىدارد نفس را و پاك ميكند آن را از پستيها، يعنى امورى كه باعث پستى مرتبه اين كس گردد.
١٩٩٠ التقوى ظاهره شرف الدنيا و باطنه شرف الاخرة.
تقوى يعنى ترس از خدا يا پرهيزگارى ظاهر و بيرون آن بلندى مرتبه دنيا است، و باطن و اندرون آن بلندى مرتبه آخرت است.
١٩٩١ الشرف بالهمم العالية لا بالرمم البالية.
شرف و بلندى مرتبه بهمتهاى بلند است نه باستخوانهاى كهنه شده، يعنى نه باين كه پدران و اجداد من چنين و چنان بودهاند.
١٩٩٢ الحكمة شجرة تنبت فى القلب و تثمر على اللسان.
حكمت يعنى علم راست درست درختى است كه مىرويد در دل و ميوه مىدهد بر زبان، يعنى باعث اين مىشود كه هر چه گويد راست و درست باشد و بزبان