شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٧ - ١٨٦٤ الغدر بكل أحد قبيح و هو بذو القدرة و السلطان أقبح
١٨٦١ الدنيا جنة الكافر و الموت مشخصه و النار مثواه.
دنيا بهشت كافر است، و مرگ بر كننده اوست، و آتش منزل و محل اقامت اوست، «بودن دنيا بهشت از براى كافر» باعتبار اين است كه اكثر ايشان در آن در نعمت و راحتاند و خوف آخرتى ندارند و اگر بعضى از ايشان در رنج و تعب باشند باز نسبت بجاى ايشان در آخرت كه جهنم باشد بمنزله بهشت است، و مرگ بر كننده اوست يعنى او را از بيخ بر كند و هلاك ابدى بخشد، و بعد از مرگ ديگر او را حياتى در حقيقت نباشد و بعذاب و عقاب سرمدى گرفتار گردد.
١٨٦٢ العمل بطاعة الله أربح و لسان الصدق أزين و أنجح.
عمل كردن بفرمان بردارى خدا سودمندترست، و زبان راستى آراستهتر و فيروزمندتر، يعنى هر چند در فرمان بردارى نكردن نفع دنيوى باين كس رسد باز فرمانبردارى كردن سودمندتر است باعتبار اين كه نفع آن اخروى است و نفع اخروى را نسبتى بنفع دنيوى نباشد، و همچنين هر چند دروغى سبب آراستگى و رسيدن بمطلبى بحسب دنيا بشود باز زبان راستى آراستهتر و فيروزمندتر باشد، زيرا كه اگر بالفرض در دنيا درست ننشيند شكى نيست كه در آخرت خود سبب زينت او و فيروزمندى او بحاجات خواهد بود و ترجيح آن بر آراستگى و فيروزمندى دنيا ظاهرست.
١٨٦٣ الكريم إذا قدر صفح و إذا ملك سمح و إذا سئل أنجح.
كريم يعنى صاحب جود يا شخص گرامى بلند مرتبه هرگاه قادر شود بر انتقام در گذرد و عفو كند، و هر گاه مالك چيزى باشد بخشش كند، و هر گاه سؤال كرده شود بر آورد حاجت سؤال كننده را.
١٨٦٤ الغدر بكل أحد قبيح و هو بذو القدرة و السلطان أقبح.
بىوفائى بهر كس يعنى از هر كسى زشت و قبيح است و آن از صاحبان توانائى