شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٠٣ - ٣٤٤٦ ان جد الدنيا هزل، و عزها ذل، و علوها سفل
آن در أعلى مراتب نيكوئى است اين نيز در أعلى مراتب زشتى است.
٣٤٤٤ ان الزهد فى الجهل بقدر الرغبة فى العقل.
بدرستى كه بىرغبتى در جهل و نادانى باندازه رغبت است در عقل و دريافت، يعنى بقدر آنچه رغبت بآن نيكوست و بايد داشت بى رغبتى باين نيكو است و بايد داشت.
٣٤٤٥ ان اليوم عمل و لا حساب و غدا حساب لا عمل.
بدرستى كه امروز عمل است و حسابى نيست، و فردا حساب است و عملى نيست، پس تا هنگام عمل است بايد عملى كرد كه فردا از عهده حساب آن توان بر آمد زيرا كه در آن وقت ديگر تداركى نتوان كرد.
٣٤٤٦ ان جد الدنيا هزل، و عزها ذل، و علوها سفل.
بدرستى كه جد دنيا بازى است، و عزت آن خوارى است، و بلند آن پست است، «جد» مقابل بازى است و مراد اين است كه آنچه از امور دنيا بجد واقع مىشود نه بعنوان بازى در حقيقت بازى است زيرا كه بقائى از براى آن نباشد و در اندك وقتى فاسد و باطل گردد پس بمنزله كارى است كه ببازى كرده شود، و «علو» بكسر عين و ضم آن و فتح آن و سكون لام و تخفيف واو بمعنى بلند است چنانكه ترجمه شده، و بضم عين و لام و تشديد واو بمعنى بلندى است و «سفل» بكسر سين و ضم آن بمعنى پست و پستى هر دو آمده، و بنا بر اين ممكن است كه «علو» بتشديد خوانده شود و ترجمه اين باشد كه:
بلندى آن پستى است، و مراد اين است كه عزت دنيا كه مجرد در دنيا باشد و سبب تحصيل آخرتى نشود خوارى است، و همچنين بلند آن يا بلندى آن كه همين در دنيا باشد و منشأ اثر خيرى از براى آخرت نشود پست است يا پستى است، و اين ظاهر است.