شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٢٦ - ٢٧٤٨ اياكم و البخل فان البخيل يمقته الغريب و ينفر منه القريب
٢٧٤٦ اياكم و غلبة الشهوات على قلوبكم فان بدايتها ملكة و نهايتها هلكة.
بپرهيزيد از غلبه كردن خواهشها بردلهاى شما پس بدرستى كه ابتداى آن بندگى است و انتهاى آن هلاكت است يعنى در دنيا سبب بندگى مردم و فروتنى و تملق بايشان مىشود باميد بر آوردن مطالب كه خواهش آنها باشد و در آخرت سبب هلاكت و عذاب و عقاب.
٢٧٤٧ اياكم و الفرقة فان الشاذ عن اهل الحق للشيطان كما ان الشاذ من الغنم للذئب.
بپرهيزيد از جدا شدن، پس بدرستى[١] كه تنهائى كه جدا شده باشد از اهل حق از براى شيطان است چنانكه گوسفندى كه تنها شود و جدا شود از گوسفندان از براى گرگ است، مراد مذمت جدا شدن از مؤمنين است و گوشه گيرى و تنهائى.
٢٧٤٨ اياكم و البخل فان البخيل يمقته الغريب و ينفر منه القريب.
بپرهيزيد از بخيلى، پس بدرستى كه بخيل دشمن مىدارد او را بيگانه و رم ميكند از او نزديك.
[١] - اين كه شارح( ره) در اين مورد و امثال و نظائر آن ترجمه« فان» را بعبارت« پس بدرستى كه» تعبير كرده است مبنى بر رعايت ظاهر لفظ است و بهتر آنست كه در ترجمه آن در اين قبيل موارد بلفظ« زيرا كه» تعبير كرد چنانكه بناى علامه مجلسى( ره) در تعبير از آن بر آنست در كتب فارسى خود براى آنكه« ان» در اين قبيل موارد براى تعليل است پس اگر فاء نيز براى سببيت باشد اين معنى متأكد مىشود و اگر بر معناى ديگر محمول شود عليت مستفاد از« ان» در افاده آن معنى كافى است.