شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٧٢ - ٢٨٥٧ اقبح البذل السرف
٢٨٥٢ اكيس الكيس التقوى.
زيركتر زيركى پرهيزگارى است.
٢٨٥٣ اهلك شيء الهوى.
تباهتر و فاسدتر چيزى هوى و خواهش است.
٢٨٥٤ أوحش الوحشة العجب.
وحشىتر وحشتى خودبينى است يعنى هيچ صفتى زياده از خودبينى باعث وحشت مردم از اين كس نمىشود، و «وحشت» مقابل انس و آرام گرفتن است و ظاهر است كه صاحب عجب و خودبينى ديگران را در نظر او وقعى نباشد و رعايت ايشان را چنانكه بايد نكند و اين باعث اين مىشود كه مردم از او رم كنند و دورى گزينند و باو انس و آرام نگيرند، و «وحشت» بمعنى هم و اندوه نيز آمده است و بنا بر اين ممكن است كه مراد اين باشد كه: هيچ صفتى زياده از آن باعث اندوه در آن نشأه نشود بلكه بنا بر معنى اول نيز ممكن است مراد وحشت صاحب آن باشد در قبر و در آن نشأه.
٢٨٥٥ اقبح الخلائق الكذب.
زشتترين خويها دروغگوئيست.
٢٨٥٦ افضل من طلب التوبة ترك الذنب.
افزونتر از طلب كردن توبه ترك گناه است.
٢٨٥٧ اقبح البذل السرف.
زشتترين عطا و دهش اسراف است يعنى خرج كردن زياده از اندازه.