شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٢٣ - ٣٤٩٩ ان غاية تنقصها اللحظة و تهدمها الساعة لحرية بقصر المدة
عطا كرده باشيد بسائل پس بتحقيق كه آن برابرى نمىكند با قدر سؤال، مراد اين است كه سؤال و طلب چيزى كردن و آبرو ريختن امريست بغايت دشوار، و خفت و ذلت آن زياد است از عطا يعنى از اين كه عطائى كه باو مىشود تلافى و تدارك آن كند پس آنچه را بطلب كننده دهيد زياد نشماريد زيرا كه هر قدر كه باشد برابرى نكند با خفت و ذلتى كه او بر خود گذاشته بسبب آن طلب.
٣٤٩٧ ان اليسير من الله سبحانه لاكرم من الكثير من خلقه.
بدرستى كه اندك از خدا- كه پاك است او- هر آينه گرامى تر است از بسيار از خلق او، مراد اين است كه كارى بايد كرد كه مزد آن را حق تعالى بدهد نه كارى كه مزد آن را خلق بدهد زيرا كه آنچه حق تعالى بدهد هر چند اندك باشد گرامىتر است از آنچه خلق بدهد هر چند بسيار باشد زيرا كه آنچه خداى عز و جل بدهد در آن شائبه شبهه و مؤاخذه و مانند آن نباشد و بىخفت و ذلت باشد بخلاف آنچه خلق دهد، و ايضا مزد حق تعالى باقى و دائم باشد بخلاف مزد ديگران.
٣٤٩٨ ان دعوة المظلوم مجابة عند الله سبحانه لانه يطلب حقه و الله تعالى اعدل ان يمنع ذاحق حقه.
بدرستى كه نفرين ستم كرده شده مستجاب است نزد خدا- كه پاك است او- از براى آنكه او طلب ميكند حق خود را و خدا- كه بلند مرتبه است- عادلتر است از اين كه منع كند صاحب حقى را از حق او و ندهد آن را باو.
٣٤٩٩ ان غاية تنقصها اللحظة و تهدمها الساعة لحرية بقصر[١] المدة.
بدرستى كه زمانى كه كم كند آن را هر چشم بر هم زدن و فرود آورد آن را هر
[١] - كذا بخط الشارح( ره) و گويا« قصر» بكسر قاف و فتح صاد بهتر باشد.