شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٥٤ - ٣٥٦٦ ان قولنا «إنا لله» اقرار على انفسنا بالملك، و قولنا «إنا إليه راجعون» اقرار على انفسنا بالهلك
شود هيچ فقيرى گرسنگى و تنگى نكشد پس اگر فقيرى گرسنه شود و تنگى كشد بسبب اين است كه توانگر حق او را منع كرده و نداده و خدا بازخواست اين از توانگران خواهد كرد.
٣٥٦٥ ان المرء يشرف على امله فيقطعه حضور اجله فسبحان الله لا امل يدرك و لا مؤمل يترك.
بدرستى كه مرد مشرف مىشود بر اميد خود پس مىبرد او را رسيدن مرگ او، پس پاك است خدا نه اميدى رسيده مىشود بآن و نه اميدوارى واگذاشته مىشود، مراد اين است كه گاهى مرد نزديك مىشود باين كه برسد باميد خود كه ناگاه مىرسد اجل او، و نمىگذارد كه باميد خود برسد پس سبحان الله نه اميدى برسد آدمى بآن و نه اميدوارى واگذشته مىشود كه برسد باميد خود يعنى اكثر و غالب اين است كه آدمى باميد خود نمىرسد و واگذاشته نمىشود تا بآن برسد، و [سبحان الله] چنان كه مكرر مذكور شد تنزيه و تقديس حق تعالى است از نقص و عيب و ظلم و غير آن از افعال ناشايست، و شايع شده استعمال آن در مقامى كه امرى كه غرابتى و تعجبى داشته باشد واقع شود و غرض از ذكر آن در چنين وقتى اظهار عظمت و بزرگى حق تعالى است و كمال قدرت و توانائى او كه امثال اين امور از او صادر شود و اظهار اين كه آن از براى حكمت و مصلحتى است كه در آن بوده و عبث و لغو يا از راه ظلم و ستم نيست.
و شنيد آن حضرت ٧ مردى را كه مىگفت: «إنا لله و إنا إليه راجعون» پس فرمود كه:
٣٥٦٦ ان قولنا [ «إنا لله»] اقرار على انفسنا بالملك، و قولنا [ «إنا إليه راجعون»] اقرار على انفسنا بالهلك.
بدرستى كه قول ما «إنا لله» اقرار است بر نفسهاى ما بمملوكيت، و قول ما