شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٠٨ - ٣٤٦٥ ان مالك لحامدك فى حياتك و لذامك بعد وفاتك
آنچه گذشته بسر آمده و ديگر در آن كارى نتوان كرد، و آينده اميديست گاه باشد بعمل نيايد، پس همان وقت را از دست نبايد داد.
٣٤٦٣ ان المؤمن ليستحيى اذا مضى له عمل فى غير ما عقد عليه ايمانه.
بدرستى كه مؤمن هر آينه شرم مىدارد هر گاه بگذرد از او كردارى در غير آنچه بسته شده بر آن ايمان او يعنى هر گاه بكند كارى كه منافى ايمان او باشد از ترك واجبى يا فعل حرامى، و در بعضى نسخهها «ينبغي ان يستحيى» بجاى «ليستحيى» است و بنا بر اين ترجمه اينست كه: بدرستى كه مؤمن سزاوار است كه شرم كند هرگاه، تا آخر آنچه ترجمه شده.
٣٤٦٤ ان العدل ميزان الله سبحانه الذى وضعه فى الخلق و نصبه لاقامة الحق فلا تخالفه فى ميزانه و لا تعارضه فى سلطانه.
بدرستى كه عدل ترازوى خداست- كه پاك است او- آن چنان ترازوئى كه گذاشته آن را در ميان خلق و نصب كرده آن را از براى برپاى داشتن حق، پس مخالفت مكن با خدا در ترازوى او، و برابرى مكن با او در پادشاهى او، مراد به «عدل» دادگرى است يا عدالت بمعنى مشهور يعنى ترك كبائر و اصرار بر صغائر يا توسط و ميانه روى در همه صفات و افعال مثل توسط ميانه جبن و تهور كه آنرا «شجاعت» گويند و توسط ميانه اسراف و بخل كه آن را «جود» گويند، و همچنين در باقى امور، و «ترازو» هر چيزى را گويند كه بآن چيزها را بسنجند و مراد اين است كه عدالت بيكى از معانى مذكوره ترازوئى است كه حق تعالى ميان خلق برپاى كرده كه بسنجيدن بآن حق و باطل ظاهر گردد پس مخالفت آن كه بمنزله معارضه با اوست در پادشاهى او نبايد كرد.
٣٤٦٥ ان مالك لحامدك فى حياتك و لذامك بعد وفاتك.
بدرستى كه مال تو از براى ستايش كننده تست در زندگى تو، و از براى مذمت