شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٨٥ - ١٩٣٦ العاقل اذا علم عمل و اذا عمل اخلص و اذا اخلص اعتزل
١٩٣٥ الاسلام هو التسليم، و التسليم هو اليقين، و اليقين هو التصديق، و التصديق هو الاقرار، و الاقرار هو الاداء. و الاداء هو العمل.
اسلام يعنى مسلمانى آن تسليم است، يعنى قبول داشتن، و تسليم يقين است، يعنى بعد از يقين كه علم درست باشد بهم رسد، و يقين تصديق است، يعنى اعتقاد بصدق و حقيت چيزى، و مراد اينجا تصديق بحقيت خدا و رسول اوست ٦، و تصديق اقرار است، يعنى لازم دارد اقرار و اعتراف را، و اقرار اداست يعنى اداى فرمانهاى ايشان و بجا آوردن آنها و «ادا عمل است» يعنى كردن طاعات و عبادات، و غرض اين است كه اسلام بى كردن طاعات و عبادات نشود، پس اگر عمل جزء اسلام و ايمان باشد چنانكه قبل ازين مذكور شد كه از احاديث بسيار ظاهر مىشود اشكالى نيست.
و اگر گوئيم كه عمل در اسلام و ايمان معتبر نيست بلكه آنها مجرد اعتقاد بدل و اقرار بزبان است، و عمل واجب عليحده است، چنانكه مشهور ميانه علماء است، بايد كه محمول شود اين بر اسلام كامل، و قرينه بر اين اين كه بعضى دعاوى مذكوره مثل دعوى اين كه اقرار اداست در اصل آنها خالى از اشكالى نيست بخلاف اين كه بر كامل آنها حمل شود.
١٩٣٦ العاقل اذا علم عمل و اذا عمل اخلص و اذا اخلص اعتزل.
عاقل هر گاه بداند چيزى را عمل ميكند، و هرگاه عمل كند خالص مىگرداند يعنى پاك مىگرداند آن را از آميختگى بأغراض دنيويه، و هر گاه خالص گرداند گوشه گيرد، و قبل از اين مذكور شد كه مراد «گوشه گرفتن از مردم بد است، و اختلاط زياد نكردن با مردم نه گوشه گرفتن بالكليه و ترك اختلاط همه مردم» زيرا كه آن شرعا محمود نيست و اختلاط مؤمنان با يكديگر و تردد با هم بحسب