شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٣٥ - ٣٥٢٤ ان للاسلام غاية فانتهوا الى غايته، و اخرجوا الى الله مما افترض عليكم من حقوقه
كسى كه دشمن مىدارد، و عطا نمىكند علم را مگر بكسى كه دوست داشته باشد يعنى تا كسى را باعتبار خوبى ذات و نيكوئى صفات و افعال او دوست ندارد توفيق علم و تهيه اسباب آن از براى او نكند و در ديگران اكتفا كند بقابليت و استعدادى كه بهمه داده و آنچه از براى قدرت بر تحصيل آن ضرور باشد و الطاف زياد را كه مقرب بآن باشد در باره ايشان نكند.
٣٥٢٣ ان الله تعالى لا يعطى الدين الا لخاصته و صفوته[١] من خلقه.
بدرستى كه خداى بلند مرتبه نمىبخشد دين را مگر بخواص خود و برگزيدگان خود از خلق خود، اين همان مضمون فقره سابق سابق است كه شرح و توضيح شد.
٣٥٢٤ ان للاسلام غاية فانتهوا الى غايته، و اخرجوا الى الله مما افترض عليكم من حقوقه.
بدرستى كه از براى مسلمانى غايتى است يعنى پايانى است يا غرضى و علتى غائى است پس برسيد بسوى غايت آن، و بيرون رويد بسوى خدا از آنچه واجب كرده بر شما از حقهاى خود، مراد اين است كه مسلمانى را انجام و عاقبتى باشد كه بايد مسلمان باو برسد يا غرض و علت غائى باشد كه بر آن مترتب گردد كه آن دخول در بهشت و بهره يافتن از نعمتهاى آن و فيروزى بخشنودى حق تعالى و قرب و منزلت در درگاه اوست، پس كارى بكنيد كه بآن غايت برسيد و از آن محروم نمانيد، باين كه بيرون آئيد از عهده آنچه فرض كرده حق تعالى بر شما از حقوق خود در
[١] - شارح( ره)« صفوته» را بتثليث صاد ضبط كرده و بر روى آن« معا» نوشته يعنى قرائت آن بفتح و كسر و ضم صاد بهرسه وجه صحيح است.