شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٧٣ - ٣٥٩٩ ان حوائج الناس اليكم نعمة من الله عليكم فاغتنموها و لا تملوها فتتحول نقما
در واگذاشتن حكم آنها بوده پس هر چه چنين باشد پس شما كلفت و زحمت بر خود قرار مدهيد در آنها بواجب كردن چيزى از آنها، يا حرام كردن آن برأى و اجتهاد خود يا باثبات حكمى از براى خصوص هر يك از آنها، بلكه بگذاريد آنها را بر اصل خود كه اباحت است چنانكه مشهور است ميانه علماء يا حرمت است بنا بر مذهب بعضى از اصوليين، يا اين كه شما نيز خاموش باشيد از اثبات حكمى از براى آنها و توقف كنيد در آن چنانكه قول بعضى از اصوليين است، و قول مشهور اقوى است بحسب دلائل عقليه و شرعيه چنانكه اين فقير در حواشى شرح مختصر اصول تحقيق آن نموده و ممكن است كه مراد به آن چه خاموش شده از آنها امورى باشد كه حقيقت آنها بيان نشده مثل كنه ذات واجب تعالى، و اسرار قضا و قدر، و حقيقت روح، و امثال آنها از آنچه مصلحت در بيان آنها نبوده و بنا بر اين مراد نهى از زحمت كشيدن در نظر و تأمل در آنها و تحقيق حقايق آنهاست.
٣٥٩٨ ان الفرص تمر مر السحاب فانتهزوها اذا امكنت فى ابواب الخير و الاعادت ندما.
بدرستى كه فرصتها مىگذرند مانند گذشتن ابر، پس غنيمت دانيد آنها را هر گاه ممكن شوند در بابهاى خير و اگر نه برگردد آن فرصتها پشيمانى، يعنى هرگاه كسى را فرصت كار خيرى بشود و آن را غنيمت نشمارد و نكند آن كار را آن فرصت آخر سبب پشيمانى او گردد يعنى در آن نشأه كه جزاى اعمال داده مىشود پشيمان خواهد شد كه با وجود فرصت آن كار خير چرا نكردم آن را و از اجر و ثواب آن حالا محروم ماندم.
٣٥٩٩ ان حوائج الناس اليكم نعمة من الله عليكم فاغتنموها و لا تملوها فتتحول نقما.
بدرستى كه حاجتهاى مردم بسوى شما نعمتى است از خدا بر شما، پس غنيمت