شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٧٠ - ٢٢٣٨ اصحب تختبر
٢٢٣٢ اصبر تظفر.
صبر كن تا فيروزى يابى.
٢٢٣٣ أعف تنصر.
در گذر يعنى از گناه مردم تا يارى كرده شوى.
٢٢٣٤ ارهب تحذر.
بترس تا كناره گيرى يعنى بترس از خداى عز و جل تا كناره گيرى از عصيان او، و ممكن است كه «تحذر»[١] بصيغه مجهول خوانده شود و بنا بر اين منعنى اين است كه: بترس يعنى از خداى عز و جل تا مردم بترسند از تو.
٢٢٣٥ أحسن تشكر.
احسان كن تا شكر كرده شوى يعنى جزاى خير بسبب آن داده شوى.
٢٢٣٦ اعمل تدخر.
عمل كن يعنى اعمال خير تا ذخيره گذارى.
٢٢٣٧ اعتبر تزدجر.
پند گير تا باز ايستى يعنى از بديها و گناهان و حرص در دنيا.
٢٢٣٨ اصحب تختبر.
همراه شو تا آزمايش كنى يعنى اگر كسى را خواهى آزمايش كنى و خوبى و بدى او بر تو ظاهر شود بايد كه مصاحبت كنى با او و همراه باشى در كثرت و خلوت تا حال او بر تو ظاهر گردد.
[١] - كذا در نسخه كتابخانه مدرسه سپهسالار و هو الصحيح، و در نسخه اصل بجاى« تحذر»:« تظفر» نوشته شده است و در حاشيه بخط غير شارح( ره) نوشته شده:
« ظاهر اين است كه( تظفر) سهوا بجاى( تحذر) نوشته شده.»