شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٥٦ - ٢٧٩٥ اين اهل مدائن الرس الذين قتلوا النبيين و اطفئوا نور المرسلين
اين مرد را كه عيب ميكند آنها را و مىافتد در مذمت آنها، و مىخواند شما را بسوى پرستش غير آنها پس پنهان كردند نيكوئى خود را و حسن خود را تا اين كه خشمناك شويد شما بر او پس انتقام بكشيد از او، پس عزم كرد رأى همه ايشان بر كشتن او، پس فرا گرفتند انبوبهاى بلند از قلع گشاد دهنهاى آنها، بعد از آن فرستادند آنها را در ته آب تا بالاى آب يكى بر روى ديگرى مانند تنبوشها، و كشيدند آنچه در آنها[١] از آب، بعد از آن كندند در ته آن چاهى سر تنگ بسيار گو و انداختند در آن پيغمبر خود را و گرفتند دهن آن را بسنگ بزرگى، بعد از آن بيرون آوردند انبوبها را از آب و گفتند: اميدواريم حالا اين كه خوشنود شوند از ما خداهاى ما هرگاه ديدند كه ما بتحقيق كشتيم كسى را كه بود آنكه مىافتاد در مذمت آنها و منع ميكرد از پرستش آنها، و دفن كرديم زير بزرگ آنها تا تشفى بجويد از او، پس بر گردد از براى ما نور آنها و خرمى آنها چنانكه بود[٢]، پس باقى ماندند ايشان اكثر آن روز را مىشنيدند ناله پيغمبر خود را ٧ و او مىگفت: اى بزرگ من بتحقيق
[١] - شارح( ره) در حاشيه بخط خود گفته:« يا در آن چشمه بود يعنى در آن سرچشمه بنا بر احتمال دوم كه در حاشيه سابق مذكور شد».
[٢] - شارح( ره) در حاشيه گفته:« ظاهر اين است كه سرچشمه درياچه شده بوده و انبوبها از قبيل تنبوشهاى بزرگ كه در اين زمان كول مىگويند در ميان درياچه در موضعى كه محل جوشش زياد نبوده نصب كرده باشند تا آب از اطراب بميان انبوبها نيايد بعد از آن آب انبوبها را خالى كردهاند و چاهرا در ميان آنها كندهاند و پيغمبر را در آن انداختهاند و سرچاه را بسنگى گرفتند و انبوبها را برداشتهاند و سر چاه در زير آب پنهان شد و ممكن است كه انبوبها را در موضع جوشش آب نصت كرده باشند تا آب كه ميخوشيد در ميان آنها حبس شود و باطراف نرود و بعد از آن آب درياچه را خالى كرده باشند و در خارج از انبوبها چاهى كنده باشند و بعد از انداختن پيغمبر در آن و گرفتن سرچاه انبوبها را برداشته باشند تا درياچه روشى كه بود پر شود و چاه در زير آب بماند» و در حاشيه نسخه مدرسه سپهسالار باضافه« و منه سلمه الله تعالى».