شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٣٠ - ٢٧٦٠ الا و ان القناعة و غلبة الشهوة من اكبر العفاف
٢٧٥٧ الا ان ابصر الابصار من نفذ فى الخير طرفه.
آگاه شو و بدان بدرستى كه بيناترين ديدهها كسى است كه نفوذ كند در نيكوئى نگاه او، يعنى بيناترين ديدها ديده كسى است كه چنين باشد و نفوذ كند نگاه او در نيكوئى، يعنى نگاه او متوجه كارهاى نيك شود و بته آنها رسد و اين باعث اين شود كه آنها را بعمل آورد.
پوشيده نيست كه «الا» در اين فقره و در أكثر فقرات بعد از اين از براى تنبيه است.
٢٧٥٨ الا ان اسمع الاسماع من وعى التذكير و قبله.
آگاه باش بدرستى كه شنواترين گوشها كسى است كه حفظ كند ياد آورى و پند را و قبول كند آن را، يعنى شنواترين گوشها گوش كسى است كه چنين باشد.
٢٧٥٩ الا و ان اعطاء هذا المال فى غير حقه تبذير و اسراف.
آگاه باش و بدرستى كه بخشيدن اين مال يعنى مالى كه داريد در غير حق آن يعنى در غير جاى آن كه شرعا صرف در آن جايز باشد تبذير و اسراف است، مراد به «تبذير» همان اسراف است يعنى پراكنده كردن مال بيجا و بزياده روى، و مراد اين است كه هر چه از مال در مصرفى صرف شود كه شرعا جايز نباشد داخل تبذير و اسراف است هر چند قليلى باشد و مذمتها كه در باره آنها وارد شده بر آن صادق است مثل اين كه در قرآن مجيد واقع شده كه: تبذير كنندگان برادران شياطيناند، و اين كه: خدا دوست نمىدارد اسراف كنندگان را، و تبذير و اسراف مخصوص اين نيست كه خرج زيادى بشود.
٢٧٦٠ الا و ان القناعة و غلبة الشهوة من اكبر العفاف.
آگاه باش و بدرستى كه قناعت و غلبه كردن خواهش از بزرگترين پرهيزگارى