شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٧٥ - ١٩٠١ المؤمن غر كريم مأمون على نفسه حذر محزون
كه خواهد در معزولى فروتنى بمردم نكند يا خوار و ذليل نشود بايد كه در حكومت بدى نكند.
١٨٩٩ اكمال المعروف أحسن من ابتدائه.
تمام كردن احسان نيكوتر است از آغاز كردن آن يعنى هر گاه كسى احسانى بكسى كرده باشد و ناتمام باشد آنرا تمام كردن بهتر است از ابتدا كردن باحسان ديگرى، زيرا كه كسى كه احسانى ناتمام باو بشود قدرى اميدوار گردد و هميشه در غم و اندوه ناتمامى آن است پس تمام كردن آن باعث كمال فرح و سرور او گردد بخلاف كسى كه هنوز احسانى باو نشده باشد چه او را چندان غم و غصه نباشد پس ابتداى احسان باو در اجر و ثواب بمنزله خلاص كردن اولى از غم و غصه نباشد.
١٩٠٠ الكافر حب[١] لئيم خؤن مغرور بجهله مغبون.
كافر مكر كننده لئيم خيانت كننده فريب خورده شده بنادانى خود مغبون است، «لئيم» چنانكه مذكور شد بخيل است يا شخص پست مرتبه و «مغبون» كسى است كه چيزى را بكمتر از قيمت آن فروخته باشد يا بزياده از آن خريده باشد، و بنا بر اين ظاهر است كه كافر كه آخرت را بدنيا فروخته مغبون است.
١٩٠١ المؤمن غر كريم مأمون على نفسه حذر محزون.
مؤمن فريب خورنده كريم مأمون بر نفس خود حذر كننده اندوهناك است، قبل از اين مذكور شد كه مراد به «بودن مؤمن فريب خورنده» يا اين است كه باعتبار صدق و راستى كه خود دارد همه كس را مثل خود داند و بآن اعتبار در امور دنيا گاهى فريب خورد يا اين كه در آنها دانسته مسامحه و سهل انگارى كند كه مردم گمان
[١] - شارح( ره) بر روى خاء زبر و بر زير آن زير گذاشته و بر روى آن« معا» نوشته است يعنى قرائت آن بفتح خاء و كسر آن هر دو درست است.