شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٧٢ - ١٨٩٢ الصبر صبران صبر على ما تكره و صبر عما تحب
١٨٨٧ المرأة شر كلها و شر منها أنه لا بد منها.
زن بد است همه آنها، و بدتر از او اين كه ناچار است از او، مراد بهمه آنها اكثر آنهاست و اگر نه در خوبى بعضى زنان سخنى نيست.
١٨٨٨ الشهوات آفات قاتلات و خير دوائها اقتناء الصبر عنها.
خواهشها و آرزوها آفتهائىاند كشندهها يعنى هلاك كنندهها در آخرت و بهترين دواى آنها كسب كردن صبرست از آنها.
١٨٨٩ الحسد داء عياء لا يزول إلا بهلك الحاسد أو موت المحسود.
رشك مرضى است كه به نشود و زايل نشود مگر بهلاك شدن رشك برنده يا مردن كسى كه رشك بر اوست، مراد اين است كه اكثر اين است كه به نشود و زايل نشود مگر باين نحو و اگر نه زايل كردن حسد از خود بتأمل و تفكر در مفاسد آن و عدم ترتب نفعى بر آن ممكن است چنانكه در كتب اخلاق بيان كردهاند هر چند بغايت دشوار است، و اگر ممكن نبودى مذمت آن و عقاب بر آن معقول نبودى و ايضا بزوال نعمت از محسود نيز زايل شود پس بايد كه كلام بر غالبى و اكثرى حمل شود.
١٨٩٠ الذنوب الداء و الدواء الاستغفار و الشفاء ان لا تعود.
گناهان بيماريند يعنى بيمارى روحانى، و دواى آنها استغفار و طلب آمرزش است، و شفاى از آنها اين است كه ديگر عود نكنى بگناه.
١٨٩١ الحسد يأكل الحسنات كما تأكل النار الحطب.
رشك مىخورد اعمال نيكو را چنانكه مىخورد آتش هيمه را يعنى حبط و باطل ميكند آنها را.
١٨٩٢ الصبر صبران صبر على ما تكره و صبر عما تحب.
صبر دو صبر است، صبر بر آنچه ناخوش دارى و صبر از آنچه دوست دارى